اینبار عشق را در ( Lovelox) تجربه کنید........

این وبلاگ چگونگی روابط میان دختر و پسرها با حفظ شئونات به شما می آموزد

هفت راهکار موثر برای یافتن همسر مناسب برای خانم ها و آقایان
نویسنده : S.D.J - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱
 

 همسریابی•

هفت راهکار موثر
برای یافتن همسر مناسب برای خانم ها و آقایان :

قبل از شروع راهکار ها لازم هست که بگم این راهکارها هم میتونه برای دختر و
پسرهایی که باهم دوست شدن و تصمیم شون از دوستی باهم ازدواج هستش مناسب باشه هم
برای کسانی که به غیر از دوستی میخوان با شخص مورد نظرشون ازدواج کنند،اگر به
تمامی راهکار ها عاقلانه بنگرید شما فاصله زیادی با خوشبختی با همسر آیندتون
ندارید چون تمامی این راه حل ها بر گرفته از تحقیقات و پژوهشهای سرکار خانم ناصر
زاده پژوهشگر ، روان درمانگر جنسی و مشاور زوجها هست.

پس دقت کنید...

1. قدم اول این است که خودتان
را درست بشناسید و مطمئن باشید که واقعا تصمیم دارید ازدواج کنید یا نه و اگر پاسخ
مثبت است به چه دلیل؟ بخاطر پول ؟ ظاهر طرف مقابل ؟ شخصیتش ؟ یا صرفا برای اینکه از
خانه پدری فرار کنید ؟

کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قائل می شود، برنامه ریزی می کند،
آرزوهایش را روی کاغذ می آورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسایی می کند.

 کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت
تاثیر حرف دیگران مسیر زندگی اش را تغییر می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش
چه کار می کند. به عنوان مثال، یک دختر 17 ساله دوست دارد در سن 30 سالگی جراح زنان
و زایمان باشد، در شیراز زندگی کند و یک بچه داشته باشد.

اولا این که کسی که می خواهد پزشک متخصص بشود، باید همسری انتخاب کند که شرایط
بخصوص شغلی او را درک کرده و بتواند او را حمایت کند. از سوی دیگر شاید لازم نباشد
او هم جراح باشد اما باید از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشد. در ضمن، برای چنین دختری
که زودتر از 30 سالگی نمی خواهد بچه دار بشود، ازدواج زودرس یا حاملگی زودرس مزیت خاصی
ندارد. در ضمن اینکه دوست دارد در شیراز زندگی کند، تا حدی تکلیف خواستگاری که می خواهد
او را به تبریز یا کانادا ببرد را مشخص می کند. با خودتان رو راست باشید، و در تصمیمتان
راسخ باشید.

 2 . مرحله دوم این است که همسر آینده تان را بر اساس خواسته ها و موقعیت فعلی خود
تصور کنید. تصور کردن همسر ایده آل با توجه به آرزوهایتان نسبتا راحت است. همیشه از
خودتان این سوا ل را بپرسید: «آیا من برای شخصی که به عنوان همسر ایده آل خودم تصور
کرده ام، همسر ایده آلی هستم؟» خیلی ساده است. هر ترازویی دو کفه دارد. اگر می خواهید
کفه طرف مقابلتان سنگین باشد، ابتدا باید کفه طرف خودتان را سنگین کنید. کسی که می
خواهد با یک فرد تحصیل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نیز تحصیل کرده و هنر
دوست باشد.

3 . در مرحله سوم باید یکسری
معیارهای غربالگری اولیه برای همسریابی انتخاب کرده و آنها را آزمایش کنید. رایجترین
معیارهایی که برای این منظور به کار می روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت
ظاهر، تفاوت تحصیلات، تفاوت طبقاتی، تفاوت قومی، تفاوت زبانی و در نهایت تفاوت دینی.

نکته مهم این است: این شما هستید که تعیین می کنید یک ویژگی برایتان مهم است یا
خیر. مثلا برای یک نفر ممکن است ازدواج درون قومی خیلی مهم باشد ولی برای کس دیگر اصلا
اهمیت نداشته باشد. نکته دیگر این است که تفاوت آدمها در یک قالب نسبی مطرح می شود
تا مطلق. مثلا به نظر یک نفر قد 170 کوتاه است و به نظر شخص دیگری ایده آل است. پژوهش
ها نشان دادند که کسانی که حرف مردم برایشان مهم است بیشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهمیت
می دهند.

4 . مرحله چهارم عبارت است از
«دیدن» و «دیده شدن» برای ایجاد جاذبه اولیه. در کشورهایی که محیطهای مختلط کمتر است،
پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان برای پیدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولی
متاسفانه چنین امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد. به همین دلیل توصیه من
این است که محیط کار، تحصیل یا تفریح خود را به گونه ای انتخاب کنید که حداکثر احتمال
ممکن را برای دیده شدن توسط همسر احتمالی آینده تان به شما بدهد. به عنوان مثال کسی
که می خواهد با یک موسیقی دان ازدواج کند، یا در کلاسهای متعدد موسیقی شرکت می کند
یا عضو انجمنی می شود که موسیقی دانان معمولا عضو آن می شوند. کار دیگری که می توانید

بکنید این است که چند خصوصیت اصلی که برای همسر آینده تان در نظر دارید به نزدیکان
و دوستان بگویید ممکن است آن ها فردی را با این مشخصات بشناسند و یا در آینده اگر با
چنین کسی برخورد کنند بلافاصله به یاد شما می افتند و می توانند نقش معرف را داشته
باشند. 

5 . مرحله بعد یا دوست شدن با
کسی است که فکر می کنید ممکن است با او ازدواج کنید یا خواستگاری کردن از این فرد است.
در بسیاری از جوامع (چه شرقی و چه غربی) معمولا خواستگاری توسط جنس مرد صورت می گیرد
و معمولا یک زن نمی تواند از یک مرد تقاضای دوستی و یا ازدواج بکند وگرنه به سبکی متهم
می شود.

 به هر حال، فراموش نکنید وقتی با کسی به
قصد ازدواج دوست شدید یا از او خواستگاری کردید، فکرتان فقط مشغول ظواهر امر (مانند
کافی شاپ رفتن و کادوهای رمانتیک دادن یا نحوه چای آوردن عروس خانم موقع خواستگاری
و مراسم عروسی) نباشد. به اصل موضوع دقت کنید.

6 . مرحله ششم که به نظر من مهمترین مرحله انتخاب همسر است، بردن نهایت استفاده از
فرصتها برای شناخت بهتر همسر احتمالی تان از طریق برقراری ارتباط کلامی یا غیر کلامی
می باشد. امروزه حتی خانواده های نسبتا سنتی و مذهبی با حرف زدن و معاشرت زوجهای آینده
در طول دوران نامزدی شان مخالفت چندانی ندارند.

در طول این جلسات، از طرف مقابل خود باید سوال بپرسید. سوالهای تعیین کننده. این
سوالها از هر فرد به فرد دیگر فرق می کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها
را برایتان می گوییم »

                                                                                                                     
الف - می توانید بپرسید: «هدف شما در زندگی چیست؟
سه تا از بزرگترین آرزوهای زندگی تان را بگویید».

 

ب - مثلا: «هدف شما از ازدواج چیه؟ چرا می خواهید با من ازدواج کنید؟»

 

پ - «من شغلم ایجاب می کند که در خارج از منزل کار بکنم. می خواستم بدانم راجع
به این موضوع چی فکر می کنی؟»                               

 

ت - « در خانه پدر و مادری شما تقسیم کارهای منزل به چه صورت بوده؟ دوست دارید
در زندگی ما چطور باشد؟»

 

پرسیدن این سئوال ها کمک کننده است، اما فراموش نکنید که ما در دنیای ایده آل زندگی
نمی کنیم، بنابراین اگر تصمیمتان بر این شد که با فردی ازدواج کنید ( بخصوص برای خانم
ها ) فراموش نکنید حتما شرایطی را که برایتان مهم است سر عقد مطرح کرده و تعهد
لازم را از همسر آینده تان بگیرید. این تنها سندی است که می تواند در صورت عدم سازش
همسرتان در موارد یاد شده از شما حمایت کند.

 

از سوال مهمتر، ارتباطات غیر کلامی است. مثلا اینکه آیا رفتارش طوری که می خواهید
با مهربانی و عاطفه هست یا نه؟ آیا آداب اجتماعی را در حدی که برای شما مهم است بلد
هست اگر نه، آیا در این حد با او احساس صمیمیت می کنید که این مورد را با او در میان
بگذارید؟

علاوه بر آن باید از خودتان بپرسید : از هم صحبتی با او خسته شدید یا لذت بردید؟
اینکه اگر اختلاف نظری پیش آمد می توانید با صحبت کردن مسئله را حل کنید و یا بر سرش
به تفاهم برسید؟ آیا می ترسید مسئله ای را با او در میان بگذارید؟ از عکس العمل هایش
در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران می شوید؟ آن چیزهایی را که شنیدید یا دیدید وقتی
به خانه برگشتید، روی کاغذ بیاورید، زیرا برای مرحله آخر یا هفتم باید از آنها استفاده
کنید.

7 . مرحله آخر جمع بندی وضعیت
و گرفتن تصمیم مناسب است. در زندگی هر کسی حداقل یک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص
مهم نیست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنید و مجموع شرایط را برایش بگویید و
بخواهید وضعیت را از دید خودش ارزیابی کند.

 سعی کنید در ارائه مشاهدات و شنیده هایتان
منصف باشید و به اصطلاح سانسور نکنید. بعد با خودتان خلوت کنید. تمام نظرات و تفکرات
را کنار هم بچینید و جنبه های مثبت و منفی ازدواج با این فرد را کنار هم مقایسه کنید.
آیا جنبه های مثبت به جنبه های منفی می چربند؟ آیا چیزی در نکات منفی هست که خیلی برایتان
مهم باشد و بخاطرش بخواهید از طرف بگذرید؟ ممکن است چیزهایی را که شنیدید قبول نداشته
باشید که ایرادی ندارد. هرکسی نظر خودش را دارد، ولی در نهایت این زندگی شماست. تصمیم
آخر را خودتان بگیرید و آن را به پدر و مادرتان اعلام کنید.

می توانید وقتی نتیجه تصمیمتان را به پدر و مادرتان می گویید دلایل خودتان را هم
بگویید که بدانند این تصمیم را عاقلانه گرفتید و جوانب آن را سنجیده اید.

مراحل بالا توصیف یک فرایند عقلانی و منطقی بود. ازدواج در زندگی فرد یک تصمیم
خیلی مهم است. ازدواج موفق می تواند تمام توانایی های بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج
ناموفق میتواند منابع غنی درون وجود یک نفر را به صفر برساند. هستند کسانی که فقط از
روی احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولی تعداد کسانی که خوشبختند و این تصمیم
را با چشمهای باز و با در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بیشتر است

 

تمامی این راهکار ها
برای انتخاب همسر ِ مناسب برای دختر خانم ها و آقا پسرها،برگرفته شده از ( پژوهشگر
، روان درمانگر جنسی و مشاور زوجها ) سر کار خانم سارا ناصر زاده است....


 
 
هفت نکته کلیدی برای خوش آمدگویی به زندگی غیر معمولی و شکست
نویسنده : S.D.J - ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱
 

هفت نکته کلیدی برای خوش آمدگویی به زندگی غیر معمولی و شکست !!!

به نظر من هیچ چیز به اندازه حقیقت موجود در دل هرکدام از ما که استفاده از فرصت های تازه و کشف زندگی خارق العاده و غیرمعمولی را برای ما فراهم می کند، برای تشویق بهتر نیست. منظور من از خارق العاده و غیرمعمولی، زندگی نیست که موقعیت تجارب هیجان انگیز و تحقق برخی دستاوردهای جدید و خاص را برای ما فراهم کند. منظور من از خارق العاده خیلی خیلی فراتر از این مسائل است و به این نعمت های خاص برای افراد مختلف مربوط نیست، بلکه مربوط به منابع تغییرناپذیر و پایدار آن می باشد: منبعی که برای همه آزاد بوده و در دسترس همگان است.

اجازه بدهید این ایده را از دیدگاهی دیگر مورد بررسی قرار دهیم: ما خلق نشده ایم که وقتی از کنار عظمت و بزرگی ها عبور می کنیم، فقط نگاهی اجمالی به آن بیندازیم. در برخورد با چنین موقعیت هایی ما احساس میکنیم که در زمان گم می شویم. همه ما تجربه چنین لحظاتی را داشته ایم و بدون شک این لحظات برای ما لحظاتی باورنکردنی و فوق العاده بوده اند اما نیاز ما را به چیزی بادوام تر و پایدارتر ارضاء نمی کردند. دلیل آن این است.

تمام این لحظات هیجان انگیز فقط انعکاسی از کیفیت خارق العاده و شگفت انگیز قلب و ذهن ماست. این لحظات، شخصیت درونی ما را بروز می دهد که هنوز به طور کامل کشف نشده است. ما فقط باید حقیقت وجود آن را به خاطر چگونگی درک احساسات فیزیکی و جسمی ما از وجود و زندگیمان روی زمین،  قبول کنیم.        

روشی که به طریق آن ما خود را تجربه می کنیم - از میان واقعیت های مختلف شخصیت خود - به ما گزارش می شود. در نتیجه این درک محدود، تلاش ما برای جستجوی زندگی خارق العاده و فرامعمولی کمتر می شود. علاوه بر این فقدان و عدم شناسایی خود است که رنجی ناخودآگاه در ما به وجود می آورد.                 

اگر این چند نکته توانسته باشد گویای تحیر گذشته شما باشد که چرا نتوانسته اید از زندگی خود رضایت داشته باشید، احتمالاً این سؤال به ذهنتان می رسد، "برای تغییر این وضعیت چه باید کرد؟" چطور می توان این رابطه گم گشته با زندگی واقعی که نه تنها غیرعادت را برایمان آشکار میکند، بلکه در همان حال منبع این زندگی خارق العاده را نیز به ما نشان می دهد، را دوباره به چنگ آورد؟ به عبارت دیگر: چطور می توانیم از این زندگی خارق العاده دعوت کنیم که خود را به ما نشان دهد؟ برای قدم نهادن فراتر از آن لحظات غیرعادی و خارق العاده زندگی خود چه الزاماتی وجود دارد؟

 پاسخ آن کاملاً آشکار است - به آشکاری قله اورست در یک روز روشن و آفتابی. این مسئله نشان میدهد که چنین محلی وجود دارد و رسیدن به آن برای شناختن آن، دو مسئله کاملاً جدا از هم هستند. ما طوری خلق شده ایم که باید یکی از اینها را انتخاب کنیم. آیا ما زندگیمان را صرف رویاپردازی برای بیکران ها و نامحدودها می کنیم یا اینکه جرات بیدار کردن این رویاپرداز درون را داریم؟ پاسخ باید آشکار باشد. اگر نوع زندگی که انتخاب می کنیم بتواند تعیین کند که از کدام درجه هوشیاری خود برای شناخت خود استفاده می کنیم، به ما اجازه دعوت زندگی خارق عادت و شگفت انگیز را هم خواهد داد.

برای داشتن یک انتخاب درست و عاقلانه، یک تمرین درونی به شما پیشنهاد میکنیم. این تمرین با این ایده آغاز می شود: در هرکدام از ما یک وعده ابدی و همیشگی وجود دارد. در اکثر موارد این وعده درونی و نادیده تصادفاً در درون ما برآورده می شود - وقتی به سمت یک صحنه یا منظره بی نظیر در طبیعت کشیده می شویم که انگار فقط برای چشمان ما ساخته شده اند، یا وقتی میتوانیم در یک لحظ جادویی از موسیقی یا رابطه با فردی دیگر شرکت داشته باشیم. و برای برخی از افراد وعده زندگی خارق العاده، به لحظات کوتاه دعا و نیایش تقسیم می شود که با نماز و مدیتیشن صورت می گیرد.                                                                  وقتی این لحظات فوق العاده و شگفت انگیز را تجربه می کنیم، هیجان زیادی سراپای ما را می گیرد و قلبمان به تپش درمی آید. این هیجان به خاطر شناختی است که آنچه ما را به حرکت در می آورد باید در درون ما پنهان باشد.

7 تمرینی که در این مقاله "برای دعوت زندگی خارق العاده" برایتان عنوان میکنیم به شما برای تشخیص و شناخت وعده درونیتان کمک می کند. و وقتی آن را تشخیص دادید، باید آن را تمرین و اجرا کنید و خیلی زود خواهید دید که چطور این هدف جدیدتان در زندگی برای برآورده کردن و تکمیل وعده درونی به شما کمک می کند.

1. بگذارید سؤالهای سرزنش آمیز و خرده گیر بی پاسخ بماند: در لحظات پر استرس، به جای آنکه به دنبال پاسخ های مشابه برای سرپوش گذاشتن روی زندگی و درست جلوه دادن آن باشید، به آنچه که زندگی سعی دارد به شما درمورد خودتان بگوید گوش دهید. لحظات پراز شک و تردید، انعکاسات پنهانی از چیزهایی است که باید درمورد زندگی و خودمان بفهمیم، نه طرد کردن ما توسط زندگی یا امید و آرزویمان برای خوشبختی. باید یاد بگیرید که چطور وقتی در درونتان همهمه و آشوب برپا می شود آرام بمانید. این آرامش درونی، باعث می شود که خارق العاده پا به زندگی ما گذاشته، پاسخ سؤالاتمان را داده و دردهایمان را درمان کند.

2. از کسی درخواست کمک برای نجات خود نکنید: در لحظات ترس و اضطراب، ما عادت داریم که از کسی یا چیزی بخواهیم که به ما کمک کند بر استرس خود غلبه کنیم. این وابستگی به دیگران نه تنها روح ما را ضعیف می کند بلکه امکان آمدن خارق العاده را هم برای رساندن این دو پیام از بین می برد: اول ، این درس بسیار مهم که ترس یک دروغ است. با این افشاء سازی این شناخت می آید که خودِ ترسیده ما که به دنبال راه نجات است، با درخواست های عاجزانه خود، واقعیت وضعیت خود را تصدیق می کند. سرباز زدن از نجات خود از وضعیت درونی که باعث ترسمان می شود باعث می شود فکر کنیم که چنین ترسی وجود ندارد که نیاز به نجات داشته باشد.

3. راه سخت را انتخاب کنید: شور و شوق و عادت دو جنبه از یک مسیر ناراحت کننده هستند. رفتارهای تکراری سنگفرش این جاده هستند که خودِ خوابیده از نظر معنوی این نیاز را ایجاد می کند که در طول آن قدم بزنیم تا ما را با وعده های پوشالی خود برای اوقات و زندگی خارق العاده به سمت مرگ نکشاند. ما می توانیم کارهایی بسیار بیشتر از این انجام دهیم که فقط بنشینیم تا در این راه فریب بخوریم، اما این نیاز به سعی و تلاش درونی دارد. به جای اینکه از خواست نفسمان که همیشه به دنبال آسانترین راه است پیروی کنیم، باید راه دشوار را انتخاب کنیم. این انتخاب به ما نشان می دهد که تنها چیزی که واقعاً برای ما دشوار است، طبیعت هدایت نشده ماست که ما را وادار می کند باور کنیم که فائق آمدن بر چیزی درست شبیه به غلبه کردن بر آن است.

4. کاری را انجام بدهید که از آن می ترسید: همیشه زمان و مکان مناسبی برای فکر کردن به راه ها و نقشه های عملی در وقایع و اتفاقات زندگی است. اما هیچ کدام از چیزهایی که در فکر بنا می شود، نمی تواند نقشه های غیرقابل فکر و تعمق که زندگی خارق العاده و فراعادت در خود دارد را آشکار کند.آن ترس های قدیمی از شکست را فراموش کنید. پذیرفتن خطر شکست، پیش نیاز داشتن یک زندگی عادی از ترس است. اگر بتوانید به انجام کاری که همیشه از آن واهمه داشتید، مبادرت ورزید، زندگی فراعادت و خارق العاده به سراغتان خواهد آمد. هیچ چیز قابل مقایسه با این اکتشاف نخواهد بود چون وقتی آن را تشخیص دادید، فقط صعود خواهید کرد.

 

  5 . هر روز برای خود وقت گذاشته و بیرون بروید: فکر مثل تردمیلی می ماند که از حرکت های ما در گذشته که آینده مان را می سازد نیرو می گیرد. خارق عادت، فاقد زمان است. قلمرو آن حال است. اگر می خواهید چنین زندگی داشته باشید، باید راه هایی برای ورود به دنیای آن پیدا کنید. این یک راه خوب برای شروع است: هر روز لازم است که قفسی که برای خود ساخته ایم را شکسته و پا را بیرون بگذاریم. مهم نیست که چقدر بتوانیم برای آن وقت بگذاریم، اما مسئله مهم این است که باید هر روز فرصتی را به نیایش، تفکر و مدیتیشن اختصاص دهیم.

6. دریچه قلبتان را به سمت زندگی باز کنید: برای دیدن و تجربه کردن خود وقت بگذارید. اجازه بدهید که مفاهیم شما از زندگی بالا آمده و نشان دهد که چرا چنین تصویری از خود داشته اید. نسبت به این افکار و احساسات هیچ قصد و نیتی نداشته باشید فقط دریچه قلبتان را به سمت آن باز کنید. چرا باید اینکار را بکنید؟ اول اینکه اینکار باعث می شود که مسائل منفی راهی برای خروج داشته باشند. و دوم اینکه زندگی خارق عادت خیلی انحصارگر است و وارد هیچ منطقه و قلمروی که اشغال شده باشد، نخواهد شد.

7. هیچ کجا اردو نزنید: زندگی خارق عادت به ملاقات افراد می آید، نه گروه ها و سازمان ها. او نیاز روح را برای تنها بودن تقویت می کند. پس از کسانی که سعی میکنند به شما بقبولانند که حقیقتی که توانسته آنها را ارضاء کند، شما را هم میتواند، دوری کنید. این افراد شیاد فقط می خواهند شما را هم در اردوگاه خود ساکن کنند. اهمیت ندهید که چه کسی با شما راه می رود و چه کسی نمی رود. مراقب همه اردوگاه ها با تابلوهای خوشامدگویی برای مسافران جدید باشید. اکثر این اردوگاه ها فقط می خواهند شما را هم با خود همسفر کنند تا از طریق دروغ هایی که به شما می گویند بتوانند فراموش کنند که مقصدشان به ناکجا آباد ختم می شود......


 
 
راه حل واقعی برای دور کردن تنهایی از خود
نویسنده : S.D.J - ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱
 

راه حل واقعی برای دور کردن تنهایی از خود » »

یک سؤال خصوصی از شما می پرسم. آیا تا به حال احساس تنهایی کرده اید؟

گاهی اوقات، دنیا محل غریبی برای زندگی می شود. شما خود را در اجتماعی می بینید که دور و برتان را انسان نماها پر کرده اند. و با وجود این همه آدم، شما از درون احساس خالی بودن می کنید و متوجه می شوید که واقعاً تنهایید. و یا شما از کسی که واقعا عاشقش بوده اید جدا شده اید وحالا شما تنها هستید این تجربه میتواند احساستان را جریه دار کند و هرگز نتوانید به همسر آیندتان یا دوستی با یک نفر دیگر دل ببندید و اگر هم شما بخواهید دیگر آن حس قبلا تکرار نمی شود بعضی اوقات برای دوباره عاشق شدن باید همه چیز را به دست زمان سپرد، با فهمیدن این نکته حس غریبی به شما دست می دهد.در آن لحظه احساس پوچی و بیهودگی بر شما مستولی می شود و سرتاپایتان شروع به لرزیدن می کند. این همه آدم دور و برتان، با این احساس(تنهایی و پوچی)  تضاد شدید دارد. خودتان را از این مهلکه بیرون بکشید. چرا وقتی می توانید با این احساساتِ ناراحتی و بیهودگی مبارزه کنید، به سراغ تنهایی می روید؟

با تشخیص ریشه تنهایتان می توانید آن را از بین ببرید. تنهایی با دردهای روحی شدید همراه است و اگر شما این دردها را تجربه می کنید، باید برای رفع این مشکلات قدم بردارید. این مقاله می تواند کمک خوبی برای شما باشد تا با دیو تنهایی درونتان بجنگید و او را شکست دهید.

پذیرش : این قدم اول است. با سرپوش گذاشتن، پنهان کردن و انکار این وضعیت فقط وضع خودتان را بدتر می کنید. در قدم اول باید بپذیرید که در زندگی خود احساس تنهایی و پوچی می کنید تا با استفاده از روش های مناسب و مفید این تنهایی را از بین ببرید.

 انتخاب : این انتخاب خودتان بوده که تنها باشید. زندگی انتخاب های مختلفی را پیش روی ما قرار می دهد، تنها بودن یا شاد و خوشبخت بودن هم جزء این انتخاب ها هستند. احتمالاً به خاطر شیوه زندگیتان دچار این مشکل شده اید. پس چه خوب است که فعالیت های روزانه تان را بازبینی کنید. فعالیت های خسته کننده و حوصله سربرنده ای که در طول روز انجام می دهید را کنار بگذارید. یک گوشه نشستن و بیکار بودن خود موجب تنهایی می شود. البته ممکن است شما فرد آرامش طلبی باشید و از جمع چندان خوشتان نیاید، اما این آرامش طلبی فقط زمانی شما را دچار مشکل می کند که در این لحظات شروع به فکر کردن در مورد مسائل ناراحت کننده کنید. حال و هوای اتاقتان را با یک موزیک زیبا و ملایم تغییر دهید. این موسیقی هم آرامش لازم را برای شما فراهم می کند و همچنین نمی گذارد احساس تنهایی کنید،سعی کنید از موزیک هایی که شما در دورانی که با او دوست بودید گوش ندهید چون فقط حال شما بدتر میکند و به فکرش می افتید،پرده ها را کنار بزنید، بگذارید نور خورشید به درون اتاق بیاید. تجارب قبلی زندگی کردن با تجربیات گذشته مثل رد شدن از طرف دیگران یا عدم توجه آنها به شما، می تواند منشاء این ناراحتی و تنهایی باشد. یادتان باشد، چیزی که شده، شده...دیگر نباید غصه گذشته را بخورید.تازه گذشته ها گذشته شما در گذشته با یک دختر یا پسر دوست بوده اید و حالا به خاطر مسائلی که برایتان پیش آمده مجبور به تصمیم جدا شدن ازهم گرفته اید

خلاء عاطفی که به واسطه این تجربیات تلخ ایجاد می شود را میتوان با درسهایی که از این تجربیات گرفته اید پر کنید. اگر در کودکی، عدم توجه والدین را تجربه کرده اید، با توجه بیشتر به فرزندتان آن را اصلاح کنید. با اینکار رابطه تان را با فرزندانتان قوی تر خواهید کرد. اگر خودِ شما به دیگران توجه و محبت کنید، این کار ارزشمند شما قدردانی اطرافیان را نیز برمی انگیزد. وقتی به کسی نیاز پیدا کنید، تنهایی خود به خود از بین می رود.

بیکاری و بیهودگی تنهایی می تواند زائیده فکر تنبل و بیکار باشد. برای انجام کارهای مختلف داوطلب شوید تا هیچگاه فرصت فکر کردن به تنهایی را نداشته باشید. با اینکار هم به دیگران کمک می کنید و هم به خودتان. همچنین فعالیت جسمی باعث بهبود سلامتی نیز می شود.                                                           آیا هنوز هم احساس تنهایی می کنید؟

در رابطه تان با نیروی عالمگیر تجدید نظر کنید. خدا، راه حل تنهایی شماست.  میتوانید از او برای نشان دادن راه به شما و درآمدن از این وضعیت ناراحت کننده یاری بخواهید. مطمعن باشید با کمک او دیگر تنها نخواهید بود خدای یکتای ما بندگان خودش را در هیچ شرایطی تنها نمیگذارد حتی اگر بزرگترین گناه را انجام داده باشید اما در صورتی که از انجام آن کار احساس پشیمانی کنید اگر شما به سوی خدا یک قدم بردارید او به سوی شما چندین قدم برمیدارد.


 
 
آیا میخواهید دیگر بین شما و دوستتان اختلاف کمتر پیش بیاید
نویسنده : S.D.J - ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱
 

آیا میخواهید دیگر بین شما و دوستتان اختلاف کمتر پیش بیاید...

از مدت ها قبل پژوهشگران به این نتیجه دست پیدا کرده اند که یکی از فاکتورهای حیاتی برای قضاوت در مورد کیفیت رابطه، اندازه گیری میزان خوش مشربی و شوخ طبعی در آن است. اگر در یک رابطه خنده وجود داشته باشد، می توان نتیجه گرفت که آن ارتباط سالم است. زمانی که خنده و شادی متوقف شود، ارتباط به لبه پرتگاه نزدیک خواهد شد. اگر شما به دنبال آن هستید تا روابط رضایت بخش تری را چه در محیط خانه و چه در ارتباطات شغلی خود داشته باشید، باید به شادی و لبخند اهمیت داده و حس شوخ طبعی خود را نیز افزایش دهید.                                                                                                                           در این قسمت شما را با 5 تکنیک آشنا می کنیم که به واسطه آن هم می توانید حس شوخ طبعی خود را ارتقا بخشید و هم سلامت روابط خود را تضمین کنید.                                                                                                             1- با تمرکز بر روی موضوعات جالب سعی در بیدار کردن حس شوخ طبعی خود داشته باشید. شاید این امر در مراحل اولیه قدری دشوار به نظر برسد، اما چیزی نخواهد گذشت که تمام اطراف خود را مملو از چیزهایی خواهید دید که باعث بیدار کردن حس خوشحالی در شما می شوند. با اتکا به این شیوه از زندگی خود نیز لذت بیشتری خواهید برد.                                                                         2- اگر احساس می کنید که به تازگی خیلی کمتر از گذشته می خندید، شاید بهتر باشد که ارتباط خود را با افراد شوخ و با مزه بیشتر کرده و از افراد بی حوصله و غمگین فاصله بگیرید.          

یاد بگیرید که به برخی از کارهای خودتان هم بخندید. اگر این کار را نکنید، این  -3 حق را به دیگران می دهید تا به شما بخندند. بسیاری از افراد به دلیل ناامنی ها و ترس هایی که در وجود خود احساس می کنند، قادر به انجام یک چنین کاری نیستند. آنها از این می ترسند که در نظر دیگران احمق و فاقد صلاحیت جلوه کنند. به هر حال همه افراد در زندگی خود دچار اشتباه می شوند، اگر به اشتباهات خود بخندید آنها را کم اهمیت جلوه می دهید. همچنین این امر از جمله خصیصه های فطری انسان نیز قلمداد میشوند.                                                                                                                                                                      4- عکس های جالب و جوک های بامزه را جمع کنید و بر روی در یخچال یا تابلوی اعلانات بچسبانید تا همه بتوانند آنها را ببینند و لذت ببرند. البته باید از انواع جوک های نژاد پرستانانه، برانگیزاننده جنسی و پلید صرف نظر کنید. باور کنید که بدون وجود یک چنین مسائلی باز هم می توانید بخندید. من به شخصه ارزشی برای مقوله های زشت قائل نیستم.                                                                       5- از حس شوخ طبعی برای حل مشکلات موجود در روابط خود بهره بگیرید. زمانیکه در رابطه خود به بن بست می رسید، سر شوخی را باز کنید. یکی از دوستانم تعریف میکرد که چندی پیش با همسر خود مشاجره ای داشت. در گرماگرم بحث همسرش ناگهان حرف بدی به او زد، دوست من هم با شنیدن آن عبارت به همسرش گفت( تو با بیان یک چنین عبارات زننده ای کمر مرا شکستی ) ناگهان همسرش شروع به خندیدن کرد و خودش هم همین کار را ادامه داد. چیزی نمی گذرد که هر دو یادشان می رود که چرا با هم دعوا می کردند و همه چیز به حالت عادی باز می گردد.                                                                                                                                                                           باید توجه داشته باشید که شوخ طبعی ذاتی نیست و یک امر کاملاً اکتسابی میباشد. شما اگر بخواهید به راحتی می توانید حس شوخ طبعی خود را افزایش دهید. زمانی که این کار را انجام دهید به این نتیجه می رسید که روابطتتان غنی تر و مستحکم تر می شوند. مردم هم به چشم یک فرد جذاب تر به شما نگاه می کنند. این امر هم به نوبه خود سبب می شود که حس شوخ طبعی شما باز هم بیشتر ارتقا پیدا کند.


 
 
چند راهکار عملی برای از دست ندادن شوهر یا دوست پسر
نویسنده : S.D.J - ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱
 

چند راهکار عملی برای از دست ندادن شوهر یا دوست پسر

اگر در روابط خود هر مشکلی دارید در قسمت نظرات ، نــــــــــــظـــــــــر بدهید تا در اولین فرصت مورد راهنمایی ما قرار بگیرید......... 

راهکار ۱: منطقی .. پیشنهادهای مدیریت

من به عنوان یک پسر چند راهکار به نظرم میرسه که در زیر شرح میدم

۱:قبل از هر چیز باید طرف رو با قلب و عقل انتخاب کنید انتخاب با احساس آخر به بیراهه خواهد رفت!

۲: بدونی طرفت قصدش از دوستی با تو چیه؟ ازدواج یا…..

۳:برنامه ریزی برای زندگی و بدونید که اگر قصدتون ازدواجه چطوری میخواین به این هدف برسین؟ اگر طرفتون مشکل سربازی هم داره چطور میخواین با این قضیه کنار بیاین! که اکثرا همه این مرحله رو رویایی میبینن که خودش میتونه ۱۰۰۰ تا مشکل به وجود بیاره.

۴: زیر نظر گرفتن طرف مقابل و چک کردن اون! شاید خیلی ها بگن دوست من خیانت نمیکنه و شاید هم این درست باشه ولی خوش بین بودن بیش از حد هم مشکل افرین خواهد شد!

۵: سعی کنید زیاد خودتونو روشن فکر نشون ندید که تو ایران اصلا جواب نمیده.

۶: از دخالت بی جای دیگران به شدت پرهیز کنید در صورت به وجود امدن مشکل هم از هر کسی مشاوره نگیرید!

۷: اطلاع دادن به یکی از افراد خانواده که میتونه تاثیر روانی خوبی روی ارتباط شما داشته باشه!

۸: صداقت داشتن بین دو طرف

۹: این یکی واقعا کارایش بالاست! که اگر بخوام تو یه کلمه بگم شیطون بودنه. دخترای شیطون خیلی بهتر میتونن دل طرفشونو واسه خودشون کنن!

۱۰: برای خودتون ارزش قایل باشید. و به خودتون برسید منظورم ارایش نیست منظورم با یه مثال بهتر توضیح میدم

شما میتونی یه لباس ۱۰هزار تومانی داشه باشی ولی تمیز و اتو کرده که خیلی زیبا با بقییه لباسات ست شده و در طرف دیگه یه لباس ۱۰۰ هزار تومانی ولی کثیف و چروک! و یا کارهایی انجام بدین که نشون بدین واسه خودتون چقدر ارزش قائل هستین مثل اینکه در زمان دیدار بعضی وقتا از این صحبت کنید که پوست دستتون حساس شده و……..

البته این نوشته ها بیشتر نظر مدیریت سایت لاوترین میباشد و اینکه انسانها در زمانهای مختلف رفتارهای مختلف انجام میدن ولی به طور معمول این راهها جواب خواهند داد.

راهکار ۲: استفاده از حیله و ترفند

بـه بـازی گرفتن احساسات دیگران کار نـا پـسـندی است بـخـصوص کسانی که بسیار دوستتان دارند. خیلی خوب میشد هر کسـی را کـه خـواهان او بـودیـد سـهـل و آسـان بـه دست میاوردید بدون آنکه نیاز به نقش بازی کردن داشته باشید. اما متاسفانه دنیای واقعی همیشه اینگونه عمل نـمـیکند. بعضی وقتها شما به امید بدست آوردن فرد خاصی ماهها خود را به آب و آتش میزنید به عشق او زنـدگی میکنـید و حسرت داشتنش را میکشید و عاقبت بدون ثمر و نتـیجـه ناکام می مانید. و آنـجاسـت کـه راهـکـارهـای ذیل ناگهان همچون موهبتی آسمـانـی جـلـوه گـر خـواهند شد.
البته توصیه های من سحر و جادو نبوده و آنگونه نیز نمیـبـاشـد که شخصی را برغم خواست و میل باطنی و با بکارگیری این تکنیکها وادار بـه آن کند که دلباخته و عاشق شما گردد. کاری که این تکنـیـکها انجام می دهند شـانـس و اقـبـال را بمقدار زیادی به سود شما افزایش می دهند. آیا این کار شرورانه و نادرست است؟ من اینطور فکر نمیکنم بنابراین به مطالعه خود ادامه دهید.

● زیاد معاشرت کنید… سپس غیر قابل دسترس گردید
هـر چه بیشتر با شخصی ارتباط داشته باشید آن شخص بیشتر شما را دوست خواهد داشت. این را دیوید لیدمن متخصص رفتار انسانها بیان می کند. در واقع حق با اوسـت. چندین مطالعه دیگر نشان داده کـه در مـعـرض قـرار گـرفـتن مکرر با هر محرک خاص ما را نسبت به آن محرک علاقه مند تر می گرداند. (تنها زمانی این نظریه صدق نمی کنـد کـه واکنش اولیه ما به آن محرک منفی باشد). بنابراین در ابتدای آشنایی از آنکه کناره گیـر، گریزان و غیر قابل دسترس باشید، پرهیز کنید. در عوض به دنبـال بهانه های فراوان برای آنکه وقت خود را با وی بگذرانید باشید.
اکنون حواستان را کاملا جمع کنید چون این مرحله زیرکانه بوده و احتیاج به مهارت دارد. درست زمانی که مطمئن شدید که او را مجذوب خود کرده و محبوب گشته اید به تدریج معاشرت خود را کاهش داده و کمتر در دسترس قرار گیرید و این کـار را تـا زمانی کـه وی دیگر شما را دیگر ملاقات نکرده و نبینـد ادامه دهید. شـما هم اکنون “قانون کمـیابی” را بطور مؤثر بکار گماردید.

همه ما واقف هستیم که:
مردم خـواهـان چیزهایی هستـند که نمیتوانند داشته باشند. و همیشه در دسترس بودن شـما سبب کاهـش ارزش و شـان شما می گردد. برای مثال هـرگـاه پـایتان را از در خانه بیرون بگذارید و با توده عظیمی از الماس بروی زمین روبرو گردید، کم کم برایتان عادی شده و دیگر آنها را بچشم سنگهای گرانبها و ارزشمند نخواهید نگریست. این قانون کمیابی است که سبب میشـود بـیشتر طالب آنها گردید. با آنان باشید و سپس کمیاب گردید و مشاهده خواهید کرد محبوب تر می شوید. ما مرتبا در مورد مسایلی چون شور و اشتیاق، جـاذبـه جـنـسـی و عـشـق صحبت به میان میاوریم اما به “شباهت ها” اشاره ای نمیکنیم .

بـایـد آگـاه باشیم افراد با خصوصیات متضاد در بلـنـد مـدت جـذب یـکدیـگر نـمی شوند. ما همواره در جستجوی شباهتها میان خود و شریک زندگیمان می بـاشیم. اغـلب ما بـا گـشـتـن و مـعـاشرت با دوستانی که مورد علاقه امان نمی باشند ترس داریـم پس چـرا با مـعشـوق خود چنین کنیم؟ علاقمند بودن و دوست داشتن کسی بسیار مهم تر از آن است که ما عاشق آن فرد باشیم. تنـها شباهت های اخلاقی و شخصیتی ما نیست که حائز اهمیت میباشد. هرگاه شما با فردی کـه از لـحاظ ظاهـر شبـیـه شـما باشد آشنا گردید، احتمال آنکه وی شیفته و دلباخته شما گردد ۴ برابر بیشتر میباشد.

● کار دلپسندی برایش انجام ندهید…. بـگذاریـد او برایتان کارهای دلپسندی انجام دهد
هرگاه شما کار پـسـنـدیـده ای بـرای شـخـصی انجام دهید، از دو جهت احساس خوبی خواهید داشت: احـساس خـوشـنودی از خـودتان و صمیمیت با فردی که شما اندکی با عملتان لوسش کرده اید. ما معمولا بمنظور توجیه زحمات و یا هزینه هایی که صرف فرد مورد نظر کرده ایم در شایستگی و استحقاق وی مبالغه وخیالپردازی میکنیم. سـرانجام آنکه:ما آن فرد را بیشتر دوست خواهیم داشت.هرگاه شخصی برای ما کار پسندیده ای انجام میدهد، خوشنود میگردیم. اما در کنار آن احساسات ناخوشایند دیگری نیز تظاهر خواهند کرد. گاه غرق در هیجانات میشویم. در تـنگنا قرار می گیریم که مانند همان فرد بامعرفت که آن لطف را در حق شما کرده عمل نماییم یعنی آنکه لطفش را جبران کنیم. و حتی زمانیکه آن عمـل نـیک از سوی شخصی صورت می گـیـرد کـه شـما علاقه وافری به وی داشته اما نسبت به احساسش نسبت به خودتان مردد هستید، مسئله بسیار بغرنج تر میگردد. متوجه منظورم می شـوید؟ هنگامی که ما شیفته و شیدای شخصی می شویم، ناگزیریم برای او کارهای لطف آمیزی انجام دهیم.اما بهتر آنست اجازه دهید او شما را لوس کند.

● به او نگاه کنید…
زیـک روبیـن روانـشـنـاس دانشگاه هاروارد مطالعه ای را صورت داد تا دریابد آیا قادر است عشق را بطور علمی توسط ضبط مدت زمانی که دو عاشق بیکدیگر چشم دوختـه انـد، مورد اندازه گیری قرار دهد.
وی دریافت که دو فردی که عمیقا عاشق یکدیگر می بـاشند ۷۵ درصد از زمانی را که گفتگو می کنند، به همدیگر نگاه می کنند. و هـنـگـامی که فرد ناخوانده ای به میان صحبتشان وارد میگردد آهسته تر روی از یکدیگر برمی گـردانـنـد. در گـفـتـگوهـای معمولی افراد ۳۰ تا ۶۰ درصد از وقت را به نگاه کردن به یـکدیـگر اخـتـصـاص می دهند.

اهمیت مقیاس روبین واضح میباشد:
احتمال آنکه بگوییم دو فرد تا چه میزان عاشـق و دلبـاخته یـکدیـگر هستند را می تـوان بـا انـدازه گیـری مـدت زمـانـی کـه آن دو عاشقانه به یکدیگر زل می زنند تخمین زد.

برخـی روانـکاوان از آن در حین مشاوره برای آنکه دریابند تا چه اندازه زوجین به یکدیگر علاقه و عشق دارند سود می برند. هـمچنین این موضوع اطلاعات سودمند زیادی را بـرای آنـکه بـخواهید شخصی دلباخته شما گردد در اختیارتان قرار میدهد. اینگونه که: هرگاه به شخصی که دوسـتـش می دارید در حین گفتگو ۷۵ درصد از زمان به وی نگاه کنید. با این کار مغز آن فرد را فریب میـدهید. مـغز آن شخص آخرین باری که فردی تا این اندازه به او نـگـاه کـرده را بـخاطر آورده و تـحلـیـلش از این نگاه طولانی، وجود عشق و علاقه خواهد بود. در نتیجه این طـور مـی انـدیـشد که عاشق شما است و مغزش شروع به ترشح فنیل اتیلامین (PEA) می کند. ایـن مـاده از خانواده آمفی تامین ها میباشند که توسط سیستم عصبی ترشح میگردد.هنگامی که ما عاشق میشویم PEA همان عاملی است که سبب تعریق کف دستان، احساس دل آشوبی، و افزایش ضربان قلب میشود.هر چه شخصی که شما خواهانش میباشد PEA بیشتری بدرون جریان خونش جاری گردد احتمال آنکه او دلـبـاخـتـه شـمـا گـردد افـزایـش میـیابد. زمانی که شما نمی توانید صادقانه فردی فرد بی رغبـتـی را وابسته خود کنید، بکارگیری این تکنیک تولید PEA را کاملا میسر خواهد نمود. امتحان کنید.مطمئن هستم از نتیجه کار خود شگفت زده خواهید شد. زمـانـی کـه بـا شخصی هستید به وی حس عاشق بودن را القا کنید و اینکه او سـرانـجـام بـاورش شـود که عاشق شما است، زیاد بطول نخواهد انجامید.

● روی برنگردانید…
دیـگر یـافته های تعیین کننده در تحقیقات روبین: اگر فردی بـه زن و شوهری که در حـال گفتگو هستند، ملحق گردد، مدت زمان زیادی طول می کـشـد تـا نگاه آن زوج از یکدیگر منحرف شده و به نفر سوم برگردانده شود. باز هرگاه این عمل را با شـخصـی کـه هنوز دلباخته شما نگشته بکار بندید، به او طوری القا میکنید کـه گویی دلبـاخته شماست و باعث سرازیر گشتن مقدار بـیـشـتـری PEA داخـل جریان خونش می شـوید. لئیل لونـز، مـتخصص روابط انسانها، این تکنیک را “چشمان آب نباتی” نـام نـهـاده. چشمانتان را به چشمان فردی که دوستش می دارید قفل نموده و ثابت در همان حالت نگه دارید. حتی زمانی که او صحبتـش پـایـان یـافـت و یا آنکه شخص دیـگـری به شما مـلـحـق شد، روی برنگردانید. وقتی سرانجام خـواسـتـیـد چشمانتان را از چشمانش برگردانید (پس از ۴-۳ ثانیه) آن کار را با بی میلی و آهستگی انجام دهید دقیقا مانند آنکه توسط یک آب نبات به یکدیگر چسبیده اید. شاید این تکنیک زیاد سودمند به نظر نرسد ولی باور کنید هرگاه بطور صحیح صورت گیرد از تعجب نفس شما را بند خواهد آورد. اگرآنقدر کمرو و خجالتی می باشید که قادر نیستید مستقیما به چشمها خیره شـویـد از تکنیک آب نـبـات صـرف نظر کرده و از این روش استفاده نمایید.بفردی که وارد گفتگوی شما شده روی برگردانده اما به محض آنکه سخنان آن فرد پایان یافت، بـه سرعت چشمانتان را به سمت شخص مورد علاقه خود بازگردانید. این یک حرکت بررسی کنـنده است. شما میـخواهید واکنش وی را از آنچه گوینده بیان داشته مورد بررسی قرار داده و بـه وی تفهیم کنید که بیش از آن فرد به او علاقه مند هستید.

● از علم مردمک سنجی کمک بگیرید…
ما هـمگی با حالت چشمها پیش از خواب آشنا هستیم وقتی بـه آنها مینگریم نگاهـی خمارآلود است. شما تنها به یک چیز برای ایجاد حالت چشمان پیش از خواب نیاز دارید: مردمک های بزرگ و متسع. بر طبق علم مردمک سنجی این عاملی اسـت کـه هـمه ما به آن پاسخ می دهیـم. شـما قادر نیستید مردمک چشم خود را آگاهانه کنترل کنید (به همین خاطر است که می گویند چشمها هیچگاه دروغ نمیگویند). اما شما میتوانـیـد با ایجاد شرایط مناسب حالت مردمک منبسط را پدید آورده و به نتیجه دلخواه بـرسید. ابتدا نور را کاهش دهید. هـرگاه میـزان روشـنـایـی و نـور مـحیـط کاهـش یابد مردمک چشمها متسع میگردند.
به همین خاطر است که استفاده از نور شمع و یا کلیدهای کاهنده نور چراغها در رستورانهای رمانتیک ضروری میباشد. تنها با ملایم کردن و کاهش نور نیست که چهره ما جذاب تر بنظر میرسند، مردمکهای منبسط نیز سودمند هستند.

دانشمندان ۲ تصویر از یک زن را به مردان نشان دادند. هر دو تصویر یکسان و مشابه بود یکی از دو تصویر طوری دستکاری شده بود که مـردمک چشـمـها بـزرگـتـر بـنـظر بـرسنـد. زمانی که تصویر دستکاری شده را نشان مردان دادند، آنهـا زن را در تـصـویـر دسـتـکاری شده، ۲ برابر جذابتر از تصویر واقـعـیـش تـشـخیـص دادنـد. بـروی چهره مردان نیز آزمایش مـشـابـهـی صـورت گـرفـت و بـه زنـان نـشـان داده شـد و نـتایج مشابهی حاصل گشت.
همچنین هنگامی که ما به چیزی علاقه داریم و دوستش می داریم می نگریم، مـردمک چشمانمان باز بزرگتر و متسع می شوند. این را نیز می تـوان تـوسـط تـصـاویـر به اثبات رساند. این بار پژوهشگران تصویر یک زن زیبا را میـان تـعداد زیـادی از تـصـاویر معمولی و پیش پا افتاده قرار دادند سپس تغییر اندازه مـردمـک چـشمهای مردان حین مشاهده آن تصاویر را مورد بررسی قرار دادند. بدون اسـتـثـنـا مـردمـک چـشـمهـای مردان بروی تصویر مورد نظر منبسط می گشت. این یعنی که هرگـاه شـمـا شـدیدا مجذوب شخصی شده باشید باید تا حالا مردمک چشمانتان مانند حفره های سیاه متسع و بزرگ شده باشد!!

اگر در روابط خود هر مشکلی دارید در قسمت نظرات ، نــــــــــــظـــــــــر بدهید تا در اولین فرصت مورد راهنمایی ما قرار بگیرید.........


 
 
تست عشق سنج !!!
نویسنده : S.D.J - ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱
 

تست عشق سنج شما با جواب دادن درست به این تست متوجه میشید که آیا واقعا عاشق معشوقتان هستید یا نه؟ حتی می تونید خودتون این سؤال هارو ازش بپرسید و بدونید که آیا عاشقتون هست و آیا ازتون انتظاراتی داره یا نه؟ خب بریم سر اصل مطلب » » » » »

این تست یک تست ساده و جذاب است . با صداقت و درستی به آن جواب دهید .در نظر داشته باشید که ممکن است شما به سوالی برسید و از گزینه های داده شده پاسخی را انتخاب کنید که فکر می کنید جواب بهتری دارد و یا مناسب تر از گزینه ی دیگر است . این کار کاملا اشتباه است . پس سعی کنید خودتان را در جایگاه فردی قرار دهید که اتفاقات برای او می افتد در این حالت اطمینان داشته باشید که سوالات و پاسخها به واقعیت نزدیکتر خواهد شد تا از پاسخ های آن لذت کافی را ببرید! ! ! !


پس شروع می کنیم !

1) شما به طرف خانه ی کسی که دوستش دارید می روید . راه برای رسیدن دارید یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پراز مناظر زیبا و جالب . حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه ی محبوبتان انتخاب میکنید ؟ راه کوتاه یا بلند؟

2) در راه دو مزرعه گل رز می بینید! یکی پر از رزهای سفید و دیگری پر از رزهای قرمز . سپس شما تصمیم می گیرید 20 شاخه از رز ها را برای او بچینید . چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید ؟شما باید یا همه را یگرنگ و یا ترکیبی از دو رنگ را انتخاب کنید

3) بالاخره شما به خانه ی او می رسید یکی از افراد خانه درب را به روی شما باز می کند شما می توانید از آنها بخواهید که دوست شما را صدا بزنند . یا اینکه خودتان او را خبر می کنید؟حال چکار می کنید؟

4) شما وارد منزل شده به اطاق او می روید . ولی کسی آنجا نیست . پس تصمیم می گیرید که رزها را همان جا بگذارید حال ترجیح می دهید آنها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟

5) شب می شود . شما و او هر کدام در اطاق های جدا گانه ای می خوابید . . صبح زمانی که بیدار می شوید به اطاق او می روید . به نظر شما وقتی که به آنجا می روید او خواب است یا بیدار ؟


سوال آخر ) وقت برگشتن به خانه است ، آیا راه کوتاه و ساده را انتخاب کنید؟ یا تر جیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بروید؟


پاسخها


خب امیدوارم که جواب سوالها رو صادقانه و بدرستی جواب داده باشید


پاسخ سوال اول) جاده نشان دهنده ی عشق است!! اگر را کوتاه را انتخاب کرده اید زود عاشق می شود و اگر راه طولانی را انتخاب کرده اید به سادگی عاشق نمی شوید و زمان بیشتری برای آن صرف می کنید


پاسخ سوال دوم ) تعداد رزهای قرمز نشان دهنده ی آن است که در رابطه چقدر از خودتان مایه می گذارید و تعداد رز های سفید نشان می دهد که شما چقدر در آن رابطه از طرف مقابل انتظار محبت دارید
بطور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 رز سفید انتخاب کرده اید بدین معناست که شما 90% محبت می کنید و 10% انتظار محبت از طرف مقابل دارید


پاسخ سوال سوم ) این سوال نشاندهنده ی طرز برخورد شما با مشکلات در یک رابطه است . اگر شما از اعضای خانواده درخواست کرده اید که محبوبتان را صدا بزنید بدین معناست که شما از مواجه شدن با مشکلات می ترسید و امیدوار هستید که مشکلات به خودی خود حل شود . ولی اگر خودتان به اطاقش رفته اید که او را از حضور خود مطلع کنید این نشان می دهد که شما خود با مشکلات روبرو می شوید و دوست دارید آنها را خودتان هر چه زودتر حل کنید


پاسخ سوال چهارم ) محل قرار دادن رزها نشان دهنده ی اشتیاق شما به دیدن محبوبتان است . اگر آنها را روی تخت می گذارید نشان می دهد که دوست دارید او را زیاد ببینید و اگر آنها را لب پنجره قرار می دهید یعنی اگر او را زیاد هم نبینید مشکلی بوجود نمی آید


پاسخ سوال پنجم ) این سوال نگرش و طرز فکر شما در مورد کاراکتر و شخصیت فرد محبوبتان را مشخص می سازد. اگر شما او را در حالیکه خوابیده است در اتاق می بینید یعنی او را همانطور که هست دوست دارید و اگر او را بیدار دیده اید یعنی انتظار دارید که مطابق میل شما بشود

 

پاسخ سوال آخر ) راه بازگشت به خانه نشان دهنده ی دوام عشق شماست . اگرراه کوتاه را انتخاب کرده اید مدت عاشق شدن بودن و دوست داشتن شما کوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب کرده اید مدت زیادی در عشق خود پایدار می مانید

- من امتحان کردم درست بود…

- عشق دروغ نیست، اما عشق واقعی راحت نه پیدا میشه، نه می شه شناخت، و نه می شه بدست آورد…

حالا نــــــــظــــــــــر بدید................................


 
 
فال عشق !!!
نویسنده : S.D.J - ساعت ٦:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱
 

این فال نشان دهنده 17 اتفاق در یک دوره زمانیست که زمان آن را خودتون مشخص میکنید مثلاً 1 ماه اما این مدت زمان نباید بیشتر از 3 ماه و کمتر از 1 ماه باشد ؛ سپس نیت میکنید که اتفاقاتی که در این مدت روی میدهد چیست ؟

اول کارتها را رو به پشت بُر بزنید ( اعداد و اشکال مشخص نباشند ) سپس 13 کارت از روی کارت ها بشمارید و زیر کارت های دیگر بگذارید ، بعد چهاردهمین کارت را به رو برگردانید و روی زمین بگذارید ، همین طور 13 تا 13 تا بشمارید و چهاردهمین کارت رو روی زمین بگذارید تا کارت های روی زمین 17 کارت بشود.

 

نکته : این برگرداندن کارت بسیار مهم است ؛ بعضی ها کارت را از سمت راست میگیرند و بر می گردانند و بعضی ها از سمت چپ یا بالا یا پائین ؛ شما همانطور که کارت اول را به رو برگرداندید بقیه کارتها را هم همانطور برگردانید.

اکنون تنها با همین 17 تا کارت کار داریم ، از روی منبع پائین جواب تان را ببینید ؛ امیدوارم همه اتفاقات زندگی تان شیرین باشد.

کارت دل

 

1.تنفر از چیزی که در گذشته از دست دادی

2.حرف یا قول دروغ

3.به مراد و نیتی که داری میرسی

4.مراد و آرزوی بزرگ و خوبی داری

5.به جشن و مهمانی دعوت میشوی

6.آرزویت به واسطه شخصی بر آورده میشود

7.مسافرت راه دور در پیش داری

8. پنهان کردن کاری از دیگران

9. رویای بزرگی داری که به آن می رسی

10 .ازدواج خودتان یا یکی از اقوام

کارت شاه دل : مرد مسن و خوب و نیکوکار در زندگیت هست

بی بی دل : دختری در شرف ازدواج در زندگی تان هست

سرباز دل : پسر قد بلند و روشنی دوستت دارد و به تو فکر میکند

 

 


 

 

کارت خاج

 

۱.یک مسئله سری و خصوصی

2.یک مسئله عاشقانه

3.پول کمی به دستت میرسد

4.پول زیادی به دستت میرسد

5.هدیه ای میگیری

۶.راهی را با دلهره و ناراحتی طی میکنی

7.آدم حسود و دوروئی در زندگیت هست

8.با کسی که مشکلاتت را حل می کند ملاقات میکنی

9.معجزه بزرگی در زندگیت پیش می آید

10.به تو حسادت میکنند

شاه خاج : مردی میانسال و مهربان در زندگیت تاثیر میگذارد

بی بی خاج : دختر مهربان و نیکوکاری در زندگیت هست

سرباز : پسر قد کوتاه و سبزه یا روشن در زندگیت تاثیر میگذارد

 

 


 

 

کارت خشت

 

1.یک خبر خوشحال کننده

۲.قول راست

3.تغییرات مهم در زندگی

4.صحبت واضح و روشنی در زندگیت که تکلیفت را مشخص میکند

۵.تغییر بسیار روشن در زندگیت روی میدهد

۶. راه خوب و روشن در زندگیت دیده میشود

7.یک تصمیم جدی در زندگیت داری

8.زیر و رو شدن زندگی که خیلی خوب و روشن است

۹.خواستگاری

۱۰.کسی که مدتی ندیده ای را ملاقات میکنی

شاه خشت :مردی میانسال و مهربان در زندگی ات نقش مهمی دارد

بی بی خشت :دختری مهربان که ازدواج نکرده در زندگیت هست

سرباز خشت : مژده خوشحال کننده و خبر خوشی از طرف مرد جوانی میشنوی

 

 


 

 

کارت پیک

 

1.سر پیک رو به بالا حل مشکلات و رو به پائین مشکلات جسمی یا روحی

۲.ناراحتی سطحی

3.غصه و ناراحتی های عمیق روحی

4.غصه بزرگی در وجودت هست

5.درگیری شدید فکری

6.راهی را با غصه و ناراحتی میروی

۷.یک نفر در زندگیت هست

8.جر و بحث و دعوا داری

9.غصه زیادی در گذشته داشتی

10.خبر ناراحت کننده و شوک آور

شاه پیک : یک مرد مسن ناراحتت میکند

بی بی پیک : یک زن بیوه ناراحتت میکند

سرباز پیک :یک مرد از دستت ناراحت هست


 
 
ما عاشق کسی هستیم اما او بی توجه به ماست
نویسنده : S.D.J - ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱
 

ما عاشق کسی هستیم اما او بی توجه به ماست » »

 

ازنامه های مشکل گشا چنین پیداست که مشکل عده ای از مردم این است که نمی دانند روابط خودرابامردم بر چه اساسی بنا نهند تابه محبوبیت وعزیزی برسند اینست که دراین مقاله درباره محبوبیت سخن می گوئیم .اگر دلتان می خواهد که اطرافیان دوست تان داشته باشند وباهمنوعان خود روابط حسنه برقرارسازید ویقین پیدا کنید که دوستتان دارند مقاله زیر رابه دقت بخوانید .اگر دلتان محبوبیت می خواهد هیچ  خجالت نکشید زیرااین یک نیاز طبیعی آدمیزاداست .ویلیام جیمز روانشناس بزرگ امریکایی درجائی نوشته است که (یکی از عمیقترین وریشه دارترین انگیزه های آدمیزاد اینست که محبوب واقع شوند ومردم قدروآنهارابشناسند )امامیل به محبوب شدن گاه دورنیست مارادرمعرض خطر بگذارد بدین معنی که آنچنان به محبوبیت خودعاشق شویم که برای بدست آوردن آن به وسایل نامبارک دست یازیم .مثلابه چاپلوسی بپردازیم ومجیزوتملق دیگران رابگوئیم وحتی ازاین هم فراتر رفته محبوبیت خودرابه قیمت تحفه هائی که به افرادمی دهیم تامین سازیم .به صراحت باید بگویم که محبوبیت یک امرمادرزادی وارثی نیست البته بعید نیست عده ای بیشتر ازسایرین آماده کسب محبوبیت باشند ولیکن دیگران را نیز اگر بخواهند می توانند بابذل مختصر کوشش به همان اندازه محبوب شوند .کسانی که محبوب می شوند کسانی خستندکه حاکم برروابط خودبادیگران هستند ومااکنون به عوامل شش گانه راکه اگربدان عمل کنید شمارادرخانه واداره ومدرسه محبوب خواهد ساخت یکی بعدازدیگری تشریثح می سازیم :

 

نخست -آنکه ظاهرآراسته دربسیاری از مواردخیلی مفید است ولیکن درکارمحبوب شدن تاثیردردرجه اول نداردوحال آنکه اگر درتمیزی لباس وآراستگی آن بکوشید این البته در محبوبیت وغزیزشدن شما موثراست زنی که می خواهد محبوب شوهرش واقع شود مجبورنیست لباس فاخر بپوشد وبهترین وگرانترین عطرها وکرم ها رابه سروصورت خود بمالد بلکه اگر تمیز ومرتب باشد باهمان لباس ساده خانه نیز قادر است عزیز شوهرش شود بی گامن یک شخص عالی مثل خورشید نورافشانی می کند وجامه کثیف یا موهای ژولیده وپریشان وصورت ناشسته قادرنیست ازنورافشانی آن جلوگیری کند ولیکن چه اصراری هست که خورشید تابان شخصیت خود را باابر ژولیدگی بپوشانیم ؟زیرا ظاهر مانباید مخل تشعشع باطن ما باشد که هیچ بلکه باید به تلالو باطن وشخصیت درخشان ما کمک کند .بسیار اتفاق می افتد که از طرزلبا س پوشیدن افراد می توان به شخصیت آنان پی برد ودر مثل درباره لاابلیگری وبی ذوقی ویاذوق وشم هنری وحالت خود نمایی انها بدرستی داوری کرد هیچکس نمی تواند منکر این امر شود که ظاهر کسان در روابط اجتماعی آنان موثر است .ودر عکس العمل دیگران نسبت به آنان تاثیر می کذارد .با همه آنچه گذشت نقش ظاهر درمحبوبیت چندان زیاد نیست واهمیت آن در این است که معاشران درنخستین وحله برخوردازروی ظاهر ما درباره ما داوری می کنند واگر ظاهر ام زننده باشد ممکن است از ما داوری جوینده واین زحمت رتبه خود ندهند که با وجود ظاهر ناخوشایندمان باما معاشرت کنند تا بعداپی به شخصیت جالب ما ببرند .

 

دوم -آنکه برای کسب محبوبیت به تبسم وشادی نیاز داریم البته ناگفته پیداست که رفتار ما باید متناسب با مقتضیات واوضاع واحوالی که در ان هستیم باشد .مثلا ماهیچوقت انتظار نداریم که فلان رئیس اداره ای که برای نخستین بار به ملاقاتش می رویم قاه قاه باما بخندد وازاین قبیل .باری هرکدام از ما مثل این است که در هر مقامی که باشیم شرایطی در دور وبر خود پدید می آوریم مثلا شرایط دوروبر بعضی از مردم ناخوشایند است وآدمی رامی گریزاند وبر عکس شرایط عده ای دیگر گیرا ودلچسب است .اگر دلمان می خواهد که محبوب بشویم باید بکوشیم که فضای دوربر خود را گیرا جذاب سازیم مثل اهن ربایی که دوروبرش همه چیز را به خود جلب می کند وبرای این کار باید غرولند کردن پرهیز کنیم ودر اشخاص واشیاواحوال به دنبال چیزهایی بگردیم که موجب نشاط ما می شود .داشتن کنجکاوی وحساسیت نسبت بدانچه مردم درباره ما فکر می کنند وابراز علاقه واقعی در این خصوص از جمله چیزهایی هستند که ملال وخود خوری وسایر عواملی راکه مخل ومزاحم نشاط خاطر ماست از ذهن مادور می سازند .معنای وسیعتر نشاط وشادی این است که بچیزی علاقه داشته باشیم مثلا وقتی داریم نمایشی راتماشا می کنیم ویاباکسی مشغول صحبت هستیم ویاداریم کاری می کنیم ویابازی می کنیم شوروشوق ماازناصیه ورفتار ما پیدا خواهد بود .شور وشوق ونشاط مزبور به اطرافیان ما منتقل می گردد ومیان ما وآنها رابطه ای برقرار می سازد زیرااین دیگر به تجربه ثابت شده است که ادمهای پرشوروشوق بیش از افراد سردوبیحال کسان رابه خود جلب می سازند .

 

سوم -آنکه فروتنی یکی از شرایط اساسی کسب محبوبیت است کسانی که خودخواه هستند وپیوسته ارز برتریهای خیالی خود حرف می زنند وبدان می بالند کمتر ممکن است مردمانی محبوبی باشند .این بدان معنی نیست کهبرای محبوب شدن تا بدان جا خفض جناح وسکسته نفسی وفروتنی راافراط کنیم که به عزت نفس وغرورواعتماد به نفس ما لطمه واردآید .باید تاآنجا که امکان دارد کارهائی راکه به ما محول شده است به خوبی انجام دهیم ووقتی کار خود رابه خوبی به انجام رساندیم به ان افتخار کنیم اما در عین حال باید خود رااماده کنیم که از دیگران چیز یاد بگیریم وباصلاح اشتباهات خود بپردازیم تا نتایج آینده کار ما بهتر شود ادمیانی که به واقع چیز دان هستند کمتر متکبر وخودخواه از آب در می آیند .چون چنین کسانی 

 

بهتر از هر کس می دانند که معلوماتشان در نتیجه با مجهولاتشان چه اندازه ناچیز است شعر معروف که می گوید:

 

(تا بدان جا رسید دانش من                که بدانم همی که نا دانم )

 

در واقع وصف حال این عده است همیشه به فکر چیز یادگرفتن باشیم یعنی از گهواره تا گور .گوش دادن به حرف دیگران محاسن زیادی دارد زیرا اطرافیان ما وقتی ببینند که ما به حرفشان گوش می دهیم تا چیز یاد بگیریم حس خودخواهی شان تسکین می یابد واین امر به محبوبت ما در میان آنان کمک خواهد کرد .بنابراین بدنیست در طی معاشرتهایتان بکوشید تا کسان رابصحبت کردن درباره اموری هدایت کنید که در آن خبره ومطلع اند .البته هر کدام ازما سلیقه های خاصی دراین زمینه داریم ولیکن فروتنی احترام به آزادی عقیده دیگران وجرمی نبودن وحق حیات برای دیگران قایل بودن ازجمله چیز هایی است که در هرکسی باید پیدا شود وریبائی گرائی خاصی خواهد داشت عوض آنکه به دیگران بگوئید که فلانی عقیده اش صددرصدغلط است بهتر است بگوئید عقیده شما رافهمیدم ولی فکر نمی کنید 000چه رعایت ادب به کسب وجهه شما در افرادکمک خواهد کرد .از اینها گذشته اگر میان مردم به منطقی بودن وخردمندی معروف شوید این خود از وسایلی است که شما رابه محبوبیت نزدیکتر می سازد .

 

چهارمین نکته -این است که دیگران رابیازمایید وبگذارید دیگران شما رابیازمایند .کمتر چیزی است که بیش از حقه بازی ودوروئی موجب انزجار انسان از دیگران شود منظورم این است وقتی که حس می کنیم فلانی قابل اعتماد نیست خیلی زود روابط خود رابااوقطع می کنیم .محبوبیت ما زمانی افزایش می یابد که دربین مردم به این صفت معروف شویم که پیوسته در فکر امتحان دادن وامتحان کردن معاشران خودهستیم .اشخاص مرتب دلشان می خواهد که دیگران آنها رابیازمایند البته چندان مطبوع نیست که حس کنید کسی دارد در خفارفتار وکردار وگفتارتان رابررسی می کند .مردم معمولا از کسانی بدشان می آید که به آنان بد گمان باشند ودر معاشرت باآنان جانب صراحت رارعایت نکنند وحال آنکه اگربدانند که داریم آزمایششان می کنیم به ما علاقه مند می شوند وبه محبوبیت ما افزوده می گردد.به همین دلیل نیز باید خودمان رااشخاصی نشان دهیم که ظاهر وباطنشان یکی است وچنین اشخاصی از هر امتحانی سربلند در می آیند وذیلا طریق سه گانه ای را که برای نشان دادن  صداقت لازم است شرح می دهیم

 

 اول -گفتار وکردارماباید باهم جوردربیاید یعنی اگر قولی دادیم یاادعایی کردیم باید بدان عمل کنیم وباصطلاح خودمان واعظ غیر متعظ نباشیم .پاره ای از مردم یاد کنم به وعده وفا می کنند ویاهیچگاه به وعده خود وفا نمی کنند البته اگر چنین اشخاصی به محبوبیت نرسند جای شگفتی نخواهد بود .

 

دوم -اینکه صداقت ویکی بودن ظاهر وباطن مازمانی برهمه آشکار خواهد بود که بدانند پشت سرشان از آنها غیبت نمی کنیم یعنی در غیابشان چیزی بگوییم که در حضورشان نمی گوئیم .غیبت هر چند که ممکن است از خبث نباشد ولیکن دشمن شماره یک محبوبیت شماست .

 

سومین طریق -آنست که اشخاص بایدبه رازداری شماایمان آورند وقتی که از شما خواهش می کنند که رازشان رافاش نسازید جداوصمیمانه از این کار خودداری نمائید .این بود راههای سه گانه ای که هر کسی می تواند هم دیگران رابه مددآن یبازماید وهم به دیگران اجازه بدهد که اورابیازمایند .

 

چهارمین نکته -این است که تا آنجا که برایمان مقدور است از تشویق دیگران مضایقه نکنیم چه بدین وسیله عوض آنکه خود رابسازیم به ساختن دیگران اقدام می کنیم .وقتی که دیگران رابه خودشان خوشبین ساختیم به ناچار انها رابه خودکمان نیز خوشبین ساخته ایم روشن تر بگویم وقتی که مرتبا از دیگران انتقاد می کنیم بالاخره به جائی می رسیم که انها نسبت به خودشان بدبین می سازیم واین بد بینی سرانجام به خود ما بر می گردد وبه محبوبیت ما لطمه می زند .این طبیعت  بشر است از آدمی که از و به شدت انتقاد کند خوشش نخواهد آمد .در کتاب ایوب در توراتست که یکی از برادرانش به اومی گوید(برادر سخنان حکیمانه توموجب شده است که عده ای به خود خوشبین وامیدوار شوند )مگر خود ما ازچنین کلمات حکیمانه ای در زندگی خصوصی خود سود نجسته ایم ؟پس این به دست ماست که باتشویق مردم به محبوبیت خود ونزدانان بیفزائیم چه یک سخن گرم وامید بخش نمی دانید چه تاثیر معجزه آسایی در التیام جراحات محرومان ودرماندگان ونومید شدگان دارد.به مصداق :

 

تونیکی می کن ودردجله انداز             که ایزددر بیابانت دهد باز )

 

هر کمک فکری که به دیگری بکنید از فواید ان برخوردارخواهید شد .شکسپیر برای کسب محبوبیت بهتر از این نیست که آدمی طوری مردم را تشویق کند که آنها احساس نمایند بر اثر ملاقات بااو به زندگی امیدوار تر وقوای انسانی خویشتن خوشبین تر شده اند .

 

پنجمین نکته -بالاخره این است که به مردم کمک کنید ممکن است عده ای بگویند که اگربه مردم کمک کنیم سوء استفتده خواهند کرد ولیکن به این بهانه نمی شود از کمک به مردم چشم پوشید .فراموش نباید کرد یکی از شرایط کسب محبوبیت این است که به مردم کمک کنیم وهم از انان کمک قبول کنیم .یکی از مشکلات کار این است که بعضی از مردم نه تنها از کمک های ما سوءاستفاده نمی کنند بلکه از پذیرفتن کمک نیز بیزارند .برای احتراز از این مشکلات باید به نحوی رفتار کنیم که مردم تصور نکنند که کا راه می رویم تا به مردم کمک کنیم .بدنیست قصه مردسامری رااز تورات در اینجا نقل کنم :حضرت عیسی در جواب عده ای از مردم که از اوسئوال می کردند چگونه به مردم کمک کنیم فرمود :روزی مردمحترمی در بیابان بیت المقدس اسیر دزدان شد ودزدان زخمی به او زده واورا کناری گذاشته پا به فرارگذاشتن عده ی زیادی از مردم که پاره ای از آنها اهل دین نیز بودند از کنار او رد شدند بدون آنکه توجهی به اوکنند تا آنکه مردسامری که هیچ داعیه ای هم نداشت از آنجا عبور می کرد که چشمش به آن مرد زخمی افتاد بیدرنگ به بیمارش همت گماشت ومرهمی برزخمش گذاشت (منظور حضرت مسیح این بودکه آدمی هر وقت که فرصت کمک پیش آید باید کمک کند نه اینکه کمک به دیگران راحرفه خود سازیم )

 

منبع: عقده های روانی . دکتر ایرج پور باقر. انتشارات آسیا

 

*************************

 

چگونه جذاب باشیم ؟

 

چگونه جذابیت ، گیرایی و ماندگاری در قلب های دیگران داشته باشیم

 

همه ما علاقه‌مندیم یادمان در دلهای اطرافیان باقی باشد و این تنها با سلاح خُلق خوش حاصل می‌شود. هنگامی که به خاطرات پررنگمان با آشنایان مراجعه می‌کنیم افراد مهربان و خوش اخلاق از ماندگارترین شخصیت‌ها در ذهن و رحمان می‌باشند. چنین ماندگاری در قلب‌ها آرزوی همه ماست و این مهم به دست نمی‌آید مگر آن که از رموز آن آگاه باشیم‌.

 

یکی از مهمترین رازهای رسیدن به آن جذابیت است و قبل از هر چیز باید بدانیم که جذابیت چیزی غیر از زیبایی است‌. شخص می‌تواند صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و هم چنین می‌تواند بسیار زیبا باشد اما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی یک ویژگی کاملاً اکتسابی است و به راحتی می‌توانیم صاحب آن باشیم‌:

 

 ? - ظاهری آراسته داشته باشید.

تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌کند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شکل‌های عجیب و غریبی درست می‌کنند. مهمترین مسئله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را ضایع می‌کند. فرزندی که همیشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهری مرتب می‌بیند، ظاهر آراسته فرد ناآشنا او را نمی‌فریبد. چون ممکن است جذب ظاهر آراسته کسی شوند که تأثیر منفی او از اثرات مثبتش به مراتب بیشتر باشد.

    

? - بیشتر سکوت کنید:

غالباً افراد به اشتباه برای این که جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌کنند و به خطا می‌روند. سکوت‌، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سکوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌کند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها که بیشتر صحبت می‌کنند و کمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌کاهند، حال آن که سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌کند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.

    

 ? - نرم و ملایم سخن بگویید:

هنگامی که نرم و ملایم صحبت می‌کنید افراد را جذب خود می‌کنید و به راحتی می‌توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم‌های خشن و داد و بیدادی افراد مناسبی برای اطمینان کردن‌، نیستند.

    

? - فرد محترمی باشید:

بی‌احترامی به خود، به دیگران و بی‌احترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما می‌کاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می‌زند.

    محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می‌شوید.

   

? - زیاد شوخی نکنید اما بسیار تبسم کنید:

شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می‌کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می‌برد متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می‌بخشد. در تبسم‌، سنگینی و متانت و جذابیت است‌.

    

? - قاطعیت یعنی جذابیت‌:

کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش‌های معینی دارند، بی‌استثنأ می‌توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت‌هایی جذاب و تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می‌آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می‌زند.

 

 آسان بود، این طور نیست‌؟

 

فکر می‌کنم شما هم می‌توانید یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین‌ مردان و زنان  باشید. اگر می خواهید دیگران عاشق شما شوند ، معطل نشوید دست به کار شوید!  منبع : www.pezeshk


 
 
← صفحه بعد