اینبار عشق را در ( Lovelox) تجربه کنید

این وبلاگ چگونگی روابط میان دختر و پسرها با حفظ شئونات به شما می آموزد

با عرض سلام به دختر و پسرهای عاشق پیشه،عزیزانم امیدوارم حالتون خوب باشه ، دوستای خوبم همونطور که از اسم وبلاگ پیداست این وب اسمش ( لاو لوکس ) به معنی عشق لوکس هستش ، و یا به تعبیری دیگه یعنی عشق پاک،بی ریا و خالی از هوس. آرزومندم که مطالب این وبلاگ و نظرات ما بتونه نهایت کمک رو به شما بکنه توجه داشته باشید،مطالبی که در این وبلاگ درج میشه همگی حاصل تحقیقات و نظرات روانشناسان و پژوهشگران خوبمون هست،پس با رعایت نکات اون میتونید هر مشکلی که در روابط شما وجود داره بر طرف بشه،حتی اگه مایل بودید در قسمت نظرات مشکل خودتون رو بگید تا در اولین فرصت مورد راهنمایی ما قرار بگیرید

براتون آرزوی قلبی دارم که همیشه به مراد دلتون برسید،و در آخر با سپاس فراوان به مدیریت و همه کسانی که در وبلاگ های        { پرشین بلاگ } فعالیت دارن در همین جا از زحمات و خدمات خوبتون تشکر میکنم.....


برچسب‌ها: سلام به دختر و پسرهای عاشق پیشه
نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط S.D.J نظرات ()

هفت نکته کلیدی برای خوش آمدگویی به زندگی غیر معمولی و شکست !!!

به نظر من هیچ چیز به اندازه حقیقت موجود در دل هرکدام از ما که استفاده از فرصت های تازه و کشف زندگی خارق العاده و غیرمعمولی را برای ما فراهم می کند، برای تشویق بهتر نیست. منظور من از خارق العاده و غیرمعمولی، زندگی نیست که موقعیت تجارب هیجان انگیز و تحقق برخی دستاوردهای جدید و خاص را برای ما فراهم کند. منظور من از خارق العاده خیلی خیلی فراتر از این مسائل است و به این نعمت های خاص برای افراد مختلف مربوط نیست، بلکه مربوط به منابع تغییرناپذیر و پایدار آن می باشد: منبعی که برای همه آزاد بوده و در دسترس همگان است.

اجازه بدهید این ایده را از دیدگاهی دیگر مورد بررسی قرار دهیم: ما خلق نشده ایم که وقتی از کنار عظمت و بزرگی ها عبور می کنیم، فقط نگاهی اجمالی به آن بیندازیم. در برخورد با چنین موقعیت هایی ما احساس میکنیم که در زمان گم می شویم. همه ما تجربه چنین لحظاتی را داشته ایم و بدون شک این لحظات برای ما لحظاتی باورنکردنی و فوق العاده بوده اند اما نیاز ما را به چیزی بادوام تر و پایدارتر ارضاء نمی کردند. دلیل آن این است.

تمام این لحظات هیجان انگیز فقط انعکاسی از کیفیت خارق العاده و شگفت انگیز قلب و ذهن ماست. این لحظات، شخصیت درونی ما را بروز می دهد که هنوز به طور کامل کشف نشده است. ما فقط باید حقیقت وجود آن را به خاطر چگونگی درک احساسات فیزیکی و جسمی ما از وجود و زندگیمان روی زمین،  قبول کنیم.        

روشی که به طریق آن ما خود را تجربه می کنیم - از میان واقعیت های مختلف شخصیت خود - به ما گزارش می شود. در نتیجه این درک محدود، تلاش ما برای جستجوی زندگی خارق العاده و فرامعمولی کمتر می شود. علاوه بر این فقدان و عدم شناسایی خود است که رنجی ناخودآگاه در ما به وجود می آورد.                 

اگر این چند نکته توانسته باشد گویای تحیر گذشته شما باشد که چرا نتوانسته اید از زندگی خود رضایت داشته باشید، احتمالاً این سؤال به ذهنتان می رسد، "برای تغییر این وضعیت چه باید کرد؟" چطور می توان این رابطه گم گشته با زندگی واقعی که نه تنها غیرعادت را برایمان آشکار میکند، بلکه در همان حال منبع این زندگی خارق العاده را نیز به ما نشان می دهد، را دوباره به چنگ آورد؟ به عبارت دیگر: چطور می توانیم از این زندگی خارق العاده دعوت کنیم که خود را به ما نشان دهد؟ برای قدم نهادن فراتر از آن لحظات غیرعادی و خارق العاده زندگی خود چه الزاماتی وجود دارد؟

 پاسخ آن کاملاً آشکار است - به آشکاری قله اورست در یک روز روشن و آفتابی. این مسئله نشان میدهد که چنین محلی وجود دارد و رسیدن به آن برای شناختن آن، دو مسئله کاملاً جدا از هم هستند. ما طوری خلق شده ایم که باید یکی از اینها را انتخاب کنیم. آیا ما زندگیمان را صرف رویاپردازی برای بیکران ها و نامحدودها می کنیم یا اینکه جرات بیدار کردن این رویاپرداز درون را داریم؟ پاسخ باید آشکار باشد. اگر نوع زندگی که انتخاب می کنیم بتواند تعیین کند که از کدام درجه هوشیاری خود برای شناخت خود استفاده می کنیم، به ما اجازه دعوت زندگی خارق عادت و شگفت انگیز را هم خواهد داد.

برای داشتن یک انتخاب درست و عاقلانه، یک تمرین درونی به شما پیشنهاد میکنیم. این تمرین با این ایده آغاز می شود: در هرکدام از ما یک وعده ابدی و همیشگی وجود دارد. در اکثر موارد این وعده درونی و نادیده تصادفاً در درون ما برآورده می شود - وقتی به سمت یک صحنه یا منظره بی نظیر در طبیعت کشیده می شویم که انگار فقط برای چشمان ما ساخته شده اند، یا وقتی میتوانیم در یک لحظ جادویی از موسیقی یا رابطه با فردی دیگر شرکت داشته باشیم. و برای برخی از افراد وعده زندگی خارق العاده، به لحظات کوتاه دعا و نیایش تقسیم می شود که با نماز و مدیتیشن صورت می گیرد.                                                                  وقتی این لحظات فوق العاده و شگفت انگیز را تجربه می کنیم، هیجان زیادی سراپای ما را می گیرد و قلبمان به تپش درمی آید. این هیجان به خاطر شناختی است که آنچه ما را به حرکت در می آورد باید در درون ما پنهان باشد.

7 تمرینی که در این مقاله "برای دعوت زندگی خارق العاده" برایتان عنوان میکنیم به شما برای تشخیص و شناخت وعده درونیتان کمک می کند. و وقتی آن را تشخیص دادید، باید آن را تمرین و اجرا کنید و خیلی زود خواهید دید که چطور این هدف جدیدتان در زندگی برای برآورده کردن و تکمیل وعده درونی به شما کمک می کند.

1. بگذارید سؤالهای سرزنش آمیز و خرده گیر بی پاسخ بماند: در لحظات پر استرس، به جای آنکه به دنبال پاسخ های مشابه برای سرپوش گذاشتن روی زندگی و درست جلوه دادن آن باشید، به آنچه که زندگی سعی دارد به شما درمورد خودتان بگوید گوش دهید. لحظات پراز شک و تردید، انعکاسات پنهانی از چیزهایی است که باید درمورد زندگی و خودمان بفهمیم، نه طرد کردن ما توسط زندگی یا امید و آرزویمان برای خوشبختی. باید یاد بگیرید که چطور وقتی در درونتان همهمه و آشوب برپا می شود آرام بمانید. این آرامش درونی، باعث می شود که خارق العاده پا به زندگی ما گذاشته، پاسخ سؤالاتمان را داده و دردهایمان را درمان کند.

2. از کسی درخواست کمک برای نجات خود نکنید: در لحظات ترس و اضطراب، ما عادت داریم که از کسی یا چیزی بخواهیم که به ما کمک کند بر استرس خود غلبه کنیم. این وابستگی به دیگران نه تنها روح ما را ضعیف می کند بلکه امکان آمدن خارق العاده را هم برای رساندن این دو پیام از بین می برد: اول ، این درس بسیار مهم که ترس یک دروغ است. با این افشاء سازی این شناخت می آید که خودِ ترسیده ما که به دنبال راه نجات است، با درخواست های عاجزانه خود، واقعیت وضعیت خود را تصدیق می کند. سرباز زدن از نجات خود از وضعیت درونی که باعث ترسمان می شود باعث می شود فکر کنیم که چنین ترسی وجود ندارد که نیاز به نجات داشته باشد.

3. راه سخت را انتخاب کنید: شور و شوق و عادت دو جنبه از یک مسیر ناراحت کننده هستند. رفتارهای تکراری سنگفرش این جاده هستند که خودِ خوابیده از نظر معنوی این نیاز را ایجاد می کند که در طول آن قدم بزنیم تا ما را با وعده های پوشالی خود برای اوقات و زندگی خارق العاده به سمت مرگ نکشاند. ما می توانیم کارهایی بسیار بیشتر از این انجام دهیم که فقط بنشینیم تا در این راه فریب بخوریم، اما این نیاز به سعی و تلاش درونی دارد. به جای اینکه از خواست نفسمان که همیشه به دنبال آسانترین راه است پیروی کنیم، باید راه دشوار را انتخاب کنیم. این انتخاب به ما نشان می دهد که تنها چیزی که واقعاً برای ما دشوار است، طبیعت هدایت نشده ماست که ما را وادار می کند باور کنیم که فائق آمدن بر چیزی درست شبیه به غلبه کردن بر آن است.

4. کاری را انجام بدهید که از آن می ترسید: همیشه زمان و مکان مناسبی برای فکر کردن به راه ها و نقشه های عملی در وقایع و اتفاقات زندگی است. اما هیچ کدام از چیزهایی که در فکر بنا می شود، نمی تواند نقشه های غیرقابل فکر و تعمق که زندگی خارق العاده و فراعادت در خود دارد را آشکار کند.آن ترس های قدیمی از شکست را فراموش کنید. پذیرفتن خطر شکست، پیش نیاز داشتن یک زندگی عادی از ترس است. اگر بتوانید به انجام کاری که همیشه از آن واهمه داشتید، مبادرت ورزید، زندگی فراعادت و خارق العاده به سراغتان خواهد آمد. هیچ چیز قابل مقایسه با این اکتشاف نخواهد بود چون وقتی آن را تشخیص دادید، فقط صعود خواهید کرد.

 

  5 . هر روز برای خود وقت گذاشته و بیرون بروید: فکر مثل تردمیلی می ماند که از حرکت های ما در گذشته که آینده مان را می سازد نیرو می گیرد. خارق عادت، فاقد زمان است. قلمرو آن حال است. اگر می خواهید چنین زندگی داشته باشید، باید راه هایی برای ورود به دنیای آن پیدا کنید. این یک راه خوب برای شروع است: هر روز لازم است که قفسی که برای خود ساخته ایم را شکسته و پا را بیرون بگذاریم. مهم نیست که چقدر بتوانیم برای آن وقت بگذاریم، اما مسئله مهم این است که باید هر روز فرصتی را به نیایش، تفکر و مدیتیشن اختصاص دهیم.

6. دریچه قلبتان را به سمت زندگی باز کنید: برای دیدن و تجربه کردن خود وقت بگذارید. اجازه بدهید که مفاهیم شما از زندگی بالا آمده و نشان دهد که چرا چنین تصویری از خود داشته اید. نسبت به این افکار و احساسات هیچ قصد و نیتی نداشته باشید فقط دریچه قلبتان را به سمت آن باز کنید. چرا باید اینکار را بکنید؟ اول اینکه اینکار باعث می شود که مسائل منفی راهی برای خروج داشته باشند. و دوم اینکه زندگی خارق عادت خیلی انحصارگر است و وارد هیچ منطقه و قلمروی که اشغال شده باشد، نخواهد شد.

7. هیچ کجا اردو نزنید: زندگی خارق عادت به ملاقات افراد می آید، نه گروه ها و سازمان ها. او نیاز روح را برای تنها بودن تقویت می کند. پس از کسانی که سعی میکنند به شما بقبولانند که حقیقتی که توانسته آنها را ارضاء کند، شما را هم میتواند، دوری کنید. این افراد شیاد فقط می خواهند شما را هم در اردوگاه خود ساکن کنند. اهمیت ندهید که چه کسی با شما راه می رود و چه کسی نمی رود. مراقب همه اردوگاه ها با تابلوهای خوشامدگویی برای مسافران جدید باشید. اکثر این اردوگاه ها فقط می خواهند شما را هم با خود همسفر کنند تا از طریق دروغ هایی که به شما می گویند بتوانند فراموش کنند که مقصدشان به ناکجا آباد ختم می شود......


برچسب‌ها: هفت نکته کلیدی برای خوش آمدگویی به زندگی غیر معمول
نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط S.D.J نظرات ()

هفت شیوه اشتباه در دعواها یا جر و بحث های دختر و پسرهایی که باهم دوست هستن !!!

بحث و جدل همیشه اتفاق می افتد. نوع رابطه تان اهمیتی ندارد - این بحث ها چه با رئیستان باشد، چه با دوستان، یا دوست دختر و دوست پسر یا همسرتان ، حالا بیشتر بحث ما روی روابط آقا پسرها با دوست دخترهاشون و یا (برعکس) هستش ، باید بتوانید با این اختلافات و ناسازگاری ها کنار بیایید. این بحث و جدل ها برای همه ی ما پیش می آید، اما نباید طوری با آنها برخورد کنیم که همه ی پل های پشت سر را خراب کرده و رابطه هایمان را از بین ببریم.

راه های سالمی هم برای بحث و جدل کردن وجود دارد. درست است که این راه ها هم تقریباً همان طبیعت ناخوشایند همه ی جنگ و دعواها را در خود دارد، اما بحث های سازنده این مزیت را دارد که مطمئنتان می سازد، موضوع مورد اختلاف را حل کرده اید و دیگر در آینده چنین بحث هایی بینتان اتفاق نمی افتد. اما جنگ و دعوا به شیوه نامطلوب، به جای حل مشکل، اوضاع را وخیم تر هم می کند. از اینرو، در این مقاله قصد داریم شما را با شیوه های نامطلوب، و متاسفانه متداول بحث و جدل کردن آشنا کنیم، تا با درک بیهوده بودن و حتی مضر بودن آنها، دیگر در جنگ و دعواهایتان از این روش ها استفاده نکنید.

1.  به میان کشیدن مسائل نامربوط

 در این شیوه دعوا، شما مسائلی را به میان می کشید که هیچ ارتباطی با موضوع اصلی بحثتان ندارد. مثلاً از نوع برخورد دوست دخترتان با یکی از همکارانش دچار حسادت شده اید و سر این موضوع با او دعوا راه انداخته اید، اما وسط دعوا، طرز برخورد او با مادر یا خواهرتان را پیش می کشید یا از این شکوه می کنید که چرا مثلاً فلان روز فلان لباس را در مهمانی پوشیده بوده است. این کار نه تنها موضوعات مختلف دیگر را هم به میان می آورد که باعث وخیم تر شدن اوضاع می شود، بلکه باعث میشود از موضوع اصلی هم دور شوید. با این روش هیچ مشکلی هیچوقت حل نخواهد شد و دعواها همینطور بین شما بیشتر و بیشتر خواهد شد.

بکار گیری روش جدید لاو لوکس :  دفعه بعد، به جای پیش کشیدن موضوعات نامربوط وسط دعوا، سعی کنید فقط روی همان موضوع اصلی بحث کنید. بقیه مسائل و مشکلات را به وقت دیگری موکول کنید. با این روش بحث هایتان کوتاه تر و مشخص تر خواهند بود و احتمال این که پس از خاتمه دعوا به سازش برسید و مشکلتان حل شود بیشتر است.

2.  اشاره به عیب های طرف مقابل

 این به آن معناست که خشونت شما در دعوا و مرافعه به حدی می رسد که با حرف های تند و گزنده خود قصد آزار طرف مقابل را پیدا میکنید. البته اکثر اوقات این کار عمداً صورت نمی گیرد. هر حرفی که با کلماتی مثل "حداقل من فلان کار را نمی کنم، یا فلان اخلاق را ندارم" شروع شود نشان دهنده این نوع دعوا کردن است. این شیوه بحث کردن هم کاملاً مخرب است چون احساسات فرد مقابل را به حدی جریحه دار میکنید که بعدها خودتان از حرفهایتان پشیمان می شوید. این شیوه ی بحث و جدل برای هر دو طرف زیان آور است.

بکار گیری روش جدید لاو لوکس:  به جای اینکه درمورد خود آدم ها دعوا راه بیندازید، درمورد رفتارشان بحث کنید. در دعواهای خودتان عیب های طرف مقابل را به رخ او نکشید، به جای این به او بفهمانید که رفتار فلان روز او چقدر زشت بوده یا ناراحتتان کرده است. با این روش، طرفتان خواهد فهمید که اگر آن رفتار خود را متوقف کند، دعوا و جدل هم خاتمه خواهد یافت، و شما هم دشمنان کمتری برای خودتان درست خواهید کرد.                            

3.  انداختن تقصیر به گردن دیگری

 اگر مقصر اصلی باشید، آنقدر بهانه تراشی و سفسطه می کنید تا تقصیر را به گردن فرد مقابل بیندازید و اشتباهتان را گردن نمی گیرید. این یک مکانیسم دفاعی است. احتمالاً فکر می کنید که با قبول کردن تقصیرتان، دعوا به نفع طرف مقابل تمام میشود و شما بازنده خواهید بود و فکر می کنید که این دعوا به خاطر اشتباهات فرد مقابل به وجود آمده است. متاسفانه، تا زمانی که شما از قبول مسئولیت شانه خالی میکنید، قادر به حل اختلافتان نخواهید بود و هیچوقت با فرد مقابل به سازش نخواهید رسید. ممکن است چند بار طرف مقابلتان کوتاه بیاید و تقصیر را گردن بگیرد، اما کم کم باعث کمرنگ شدن رابطه تان می شود و مشکلاتتان بارها و بارها تکرار می شود و هیچوقت از بین نمی رود.                                   

 

بکار گیری روش جدید لاو لوکس:  می توانید هم تقصیرتان را قبول کنید و هم حرف خودتان را به کرسی بنشانید. بابت اشتباهتان از طرف مقابل عذر خواهی کنید، اما به او هم گوشزد کنید که دوست ندارید کسی مدام اشتباهاتتان را به رختان بکشد. هرچه شما بیشتر گذشت کنید، دیگران هم راحت تر از خطاهای شما

4.  مظلوم نمایی

چنین فردی هم از قبول مسئولیت شانه خالی میکند، اما به جای اینکه بخواهد خود را پیروز میدان کند، می خواهد طرف مقابل به او رحم کند. وقتی چنین فردی به گستاخی یا تکبر محکوم می شود، با گریه و زاری می خواهد به طرف مقابل بفهماند که چنین کارهایی را نکرده است. اینها افرادی هستند که هیچوقت در دعوا و بحث مقصر شناخته نمی شوند و هیچوقت گناهکار نیستند. اما به مرور زمان این روش اعصاب نزدیکان و دوستان او را خرد می کند و دیگر گول حرفها و مظلوم نمایی های او را نخواهند خورد.                                                                    

بکار گیری روش جدید لاو لوکس:  جرات داشته باشید و اشتباهتان را قبول کنید. تقصیراتتان را گردن بگیرید و خود را برای تغییر آماده کنید. اگر در موقعیت هایی خودخواهانه رفتار کرده اید، به اطرافیانتان اطمینان دهید که خودتان متوجه مسئله شده اید و قصد جبران دارید.

5.  فحش دادن و ناسزا گفتن

ناسزا گفتن حین دعوا، نشانه ناپختگی، از دست دادن کنترل و غیر حرفه ای بودن شماست. فحش دادن و ناسزا گفتن هیچوقت فشار و تنش دعوا را کم نمی کند، بلکه با اینکار شان و شخصیت فرد مقابل را هم خرد می کنید. این کار یک اختلاف عقیده جزئی را به دعوای شخصی بدل می کند و حتی اگر دعوا هم حل شود، فرد مقابل هیچوقت فراموش نخواهد کرد که شما چه ناسزاهایی به او حین دعوا گفته اید.                                            

بکار گیری روش جدید لاو لوکس:  بحث و جدل هایتان را همیشه در کمال ادب و نزاکت انجام دهید. روی رفتار ناشایست طرفتان تمرکز کنید نه خودِ او. اگر حرف هایتان را معقولانه و مؤدبانه بزنید، طرف مقابل بیشتر روی حرفهایتان حساب خواهد کرد.                                                               

6.  متوسل شدن به رفتارهای خشونت آمیز

این شیوه مخصوص آندسته از افرادی است که حین دعوا در را به هم می کوبند، ظرف و ظروف اطرافشان را پرت می کنند، مشت روی میز می کوبند و....همه ی این رفتارها ما را یاد جنگ و دعواهای بچگانه بین خواهر و برادرها می اندازد. این رفتارها نه تنها به هیچ جایی نمی رسد، بلکه طرف مقابل را عصبانی تر هم می کند. باید بتوانید عصبانیتتان را کنترل کنید، به ویژه در محل کار. همه حق دارند عصبانی شوند، اما باید بتوانند این عصبانیت را کنترل کنند. اگر موقع دعوا اشیاء را پرت کنید، یعنی برای اهل آن خانه یا اتاق احترامی قائل نیستید. فکر نمی کنم دوست داشته باشید اطرافیانتان تصور کنند هنوز بچه هستید و رفتارهایتان کودکانه است.

بکار گیری روش جدید لاو لوکس:  اگر می بینید که حین دعوا انگیزه زیادی برای پرت کردن اشیاء دارید، راه دیگری برای بیرون ریختن عصبانیتتان پیدا کنید. مثلاً سعی کنید روی یک تکه کاغذ دلیل عصبانیتتان را بنویسید، یا به باشگاه یا پیاده روی بروید. تنها چاره کار این است که خود را از آن موقعیت دور کنید.

7.  فرار از موقعیت

 هر وقت بحثی پیش می آید، فکر می کنید قبل از اینکه بیشتر عصبانی شوید، بهتر است سریع شال و کلاه کرده و از معرکه فرار کنید. البته اگر این کار را برای این می کنید که بعد از کمی آرام تر شدن، مشکل را بررسی کنید، روش بسیار خوبی است چون می توانید عاقلانه تر فکر کنید و تصمیم بگیرید و چیزی از دهانتان بیرون نمی آید که بعدها به خاطر آن پشیمان شوید. اما اگر این کار را از ترس رودررو شدن با فرد مقابل و قبول مسئولیت دربرابر اشتباهاتتان انجام می دهید، روش خوبی به شما نمی رود. اما ماندن در موقعیت و خالی کردن عصبانیت هم گهگاه بد نیست، بااینکه معایبی هم دارد. از قدیم گفته اند، هیچوقت عصبانی به بستر نروید. اگر حتی یکی از طرفین حین دعوا روش خود را عوض کنند، ممکن است دعوا به کلی خاتمه یابد. یادتان باشد که طرف مقابلتان هم به اندازه خود شما عصبانی و ناراحت است، حتی اگر حق با شما باشد.

بکار گیری روش جدید لاو لوکس:  به جای اینکه عصبانیتتان را بر سر طرف مقابل خالی کنید، یک قدم به عقب بردارید، نفسی عمیق بکشید و از طرفتان بخواهید که کمی آرامتر پیش رود. این کارها به هر دو شما فرصت می دهد کنترل خودتان را دوباره به دست آورید، بیشتر فکر کنید و به کمک هم مشکل را حل کنید. اگر لازم می بینید که موقعیت را ترک کنید، به طرف مقابلتان بگویید که این کار را به خاطر این انجام می دهید که عصبانیتتان فروکش کند و بعداً درمورد مشکل صحبت خواهید کرد.                                      

با نـــزاکـــت دعـــــــــــوا کنید.............!

وقتی دعوا و بحثی برایتان پیش می آید، باید باملاحظه رفتار کنید و کنترلتان را حفظ کنید. باید سعی کنید نقطه نظرات طرف مقابل را خوب درک کنید و ببینید آیا حرف هایتان اوضاع را بدتر می کند یا بهتر. مهمتر اینکه، یادتان باشد بعضی وقت ها لازم است غرورتان را زیر پا بگذارید - می دانم کار مشکلی است. بعضی وقت ها هم خوب است بگذارید گذر زمان خودش مشکلات و مسائل را برطرف کند. با استفاده از روشهایی که در این مقاله گفته شد، می توانید معقولانه تر و خوشایندتر جدل کنید!


برچسب‌ها: هفت شیوه اشتباه در دعواها یا جر و بحث های دختر و پ
نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط S.D.J نظرات ()

نحوه ی تداوم بخشیدن به روابط جدّی عاشقانه بین دختر و پسرها...

به مرحله ای رسیده اید که فکر می کنید رابطه ی شما در حال جدی شدن است. یک ارتباط جدی شاید یکی از مراحل مهمی است که شما را هر چه بیشتر به نامزدی نزدیک خواهد کرد. البته ممکن است برخی از افراد تصور کنند که این مراحل جزء تشریفات و آداب و رسوم به شمار می روند. به هر حال تاکید ما در این مقاله بیشتر بر روی روابط "جدی" است. در این مرحله هر دو نفر باید سعی کنند تا بیشتر همدیگر را بشناسند. با این وجود علیرغم کارهای بسیار زیادی که طرفین می بایست در این دوران انجام دهند، زوجین برای حفظ دوام و بقای ارتباط می بایست یک سری مسائل حیاتی را نیز در نظر بگیرند. در این مقاله قصد داریم تا رموز برقراری یک ارتباط جدی را با شما در میان بگذاریم.

 

• صداقت

زمانیکه ارتباط شکل جدّی به خود می گیرد، دیگر نوبت به آن می رسد که فرد ظاهر بی نقص و کاملی را که در ملاقات های اولیه از خود بروز می داده را کنار بگذارد. در این مرحله باید خود واقعی تان را به طرف مقابل نشان دهید. باید چهره ی واقعی تان را ابراز کنید و ببنید که آیا می توانید با شخصیت واقعی که دارید با یکدیگر ارتباط موفقی برقرار کنید یا خیر. این امر به شما کمک می کند که بعد از ازدواج به مشکل برخورد نکنید.

 

• گفتگو

زوج هایی که به سختی می توانند نظر خود را به یکدیگر انتقال دهند و احساس واقعی خود را با طرف مقابل در میان بگذارند، قادر به تجربه ی روابط بلند مدت و جدی نخواهند بود. یک ارتباط جدی بر مبنای شراکت بنیان نهاده می شود و شراکت موفق مستلزم اعتماد است. اگر با هم صحبت نکنید، هیچ یک از شما نمی توانید حدس بزنید که برای دیگری چه اتفاقی روی داده است. در حالیکه حریم خصوصی و فضای مناسب فردی برای هر یک از طرفین در این زمان از اهمیت خاص خود برخوردار می باشد، اما برقراری ارتباط و بیان احساسات، افکار و عواطف شخصی نیز امری است که به نوبه ی خود از اهمیت ویژه ا ی برخوردار می باشد.

 

• درک و پذیرش

اگر شما متوجه مسئله ی ناخوشایندی در مورد شریکتان شوید، آیا باز هم مانند قبل دوستش خواهید داشت؟ شاید روزهای اول تصور دیگری در مورد شریکتان داشتید، اما به مرور زمان نقص هایی در وجود او پیدا می شود و ممکن است تصویری که از او در ذهنتان ساخته بودید لکه دار شود. مهم این است که بتوانید خود را با شخصیت واقعی او وفق دهید.

 

• گذشت و تواضع

چه کسی باید به خاطر دیگری تغییر کند؟ این شاید یکی از پیچیده ترین سوالاتی باشد که می توان در مورد یک ارتباط جدی مطرح کرد. اگر میزان درک متقابل و پذیرش طرفین از یکدیگر بالا باشد، اصلاً شاید لازم نباشد که هیچ یک از طرفین خودشان را تغییر بدهند؛ اما اگر زوجین صلاح دیدند که در برخی موارد خودشان را با هم تطبیق دهند، هر دو نفر در کنار هم باید این کار را انجام دهند. اینکه بتوانید غرور خود را کنار گذاشته و تغییر کنید، که نیازمند حس تواضع و فروتنی بالایی است.           

 

• زنده نگه داشتن رابطه

 یکی از مسائلی که باعث سقوط روابط جدی می شود، این است که طرفین احساس می کنند باید یک ارتباط ثابت را دنبال کرده و یک سری کارهای روتین انجام دهند. بد نیست هر چند وقت یک بار کارهای جدید انجام دهید و طرف مقابل را با سورپریزهایی که برایش دارید، شگفت زده کنید. سعی کنید در طول مدت زمانی که با یکدیگر هستید، کارهای جالب و جذابی انجام دهید.


برچسب‌ها: نحوه ی تداوم بخشیدن به روابط جدّی عاشقانه بین دختر
نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط S.D.J نظرات ()

ماهیّت شوخ طبعی از دیدگاه آقا پسرها و دختر خانمها...

اگر از خانم ها و آقایون سوال کنید که چه خصوصیتی در همسرشان وجود دارد که بیش از هر چیز برایشان جالب و جذاب است مطمئن باشید که هر دو جنسیت، شوخ طبعی را در ابتدای لیست خود قرار خواهند داد. این واژه آنقدر مورد استفاده قرار گرفته که در زبان انگلیسی سرواژه ای به صورت (GSOH) نیز برای آن ساخته اند

 

هم خانم ها و هم آقایون هر دو به یک میزان به دنبال یافتن حس شوخ طبعی در شریک زندگی خود هستند. به هر حال کاملاً طبیعی است که هر کس به دنبال همسری باشد که خوش مشرب، جذاب و خوشمزه باشد.

 

می توان گفت که این روزها شوخ طبعی به شکل مقوله ای در آمده که در میان عامه ی مردم رواج زیادی پیدا کرده. لازم به ذکر است پژوهشگرانی که در مورد شوخ طبعی تحقیق و بررسی می نمایند سال هاست که متوجه اختلافاتی در مورد مفهوم و کاربرد حس شوخ طبعی در میان خانم ها و آقایون شده اند. به این معنا که خانم ها علاقه دارند با مردی ازوداج کنند که با مزه باشد، و برایشان جک های خنده دار تعریف کند؛ این در حالی است که آقایون تمایل دارند با خانم هایی ازدواج کنند که به جک های مضحک و مسخره ی آنها بخندند.

 

بر اساس اظهارات اریک برسلر روانشناس دانشگاه مک مستر در کانادا تعریف خانم ها و آقایون از حس شوخ طبعی به یک معنا نیست. او در تحقیقاتش که در جلد بعدی ماهنامه ی تکامل و سلوک انسانی به چاپ خواهد رسید، تعداد بسیار زیادی از خانم ها و آقایون را مورد پرسش قرار داده است. این افراد پاسخ های جالبی به سوال های پژوهشگران داده اند. برسلر و تیمش به این نتیجه دست پیدا کرده اند که خانم ها بیشتر به دنبال مردی هستند که "تولید کننده" ی شوخی باشد و آقایون نیز بیشتر به خانم هایی گرایش دارند که با روی باز از شوخی آنها "استقبال" کنند.

 

جفری مولر روانشناس در رشد تکاملی انسان در دانشگاه نیو مکزیکو و نویسنده کتاب "ذهنیت همسریابی" معتقد است که این نوع تقسیم مفهومی شوخی در میان جنسیت ها کاملاً قابل درک و پیش بینی است. خانم ها انتخابگر تر از آقایون هستند و به این دلیل که آنها مردهای شوخ طبع را ترجیح می دهند، آقایون خود به خود آموزش می بینند که حس شوخ طبعی خود را زنده نگه داشته و خودشان را با مزه جلوه دهند تا به این ترتیب هم بر روی خانم ها تاثیر گذار واقع بشوند و هم مردهای دیگر را از میدان به در کنند.

 

جان موریل پروفسور کالج ویلیام و ماری در ویرجینا که به مدت 25 سال است که بر روی شوخ طبعی مطالعه و تحقیق می کند، معتقد است که : "آقایون خیلی راحت با گذاشتن القاب و نام های مستعار بر روی مردهای دیگر آنها دست انداخته و به آنها طعنه می زنند." این در حالی است که خانم ها یک چنین کاری را انجام نمی دهند و کمتر اتفاق می افتد خانم ها را ببینید که برای یکدیگر جک بسازند و یا شوخی هایی کنند که به شخصیت طرف مقابل توهین شده باشد.

 

یکی از تفاوت های اصلی این است که آقایون اغلب از شوخی استفاده می کنند تا به نوعی با هم جنس های خود رقابت کرده و حس برتری خود را به آنها بقبولانند. این در حالی است خانم ها از شوخی و خنده صرفاً به عنوان عاملی برای عمیق تر شدن پیوندهای عاطفی استفاده می کنند. تحقیقات گویای این مطلب هستند که آقایون زمانیکه در کنار یک خانم هستند با دوستن پسر خود شروع می کنند به شوخی و خنده.

 

تطمیع حس شوخ طبعی برای آقایون آنقدر مهم است که یک لبخند از طرف جنس مونث می تواند به عنوان تثبیت کننده ی علاقه ی جنسی در ذهن آنها است. مجموعه تحقیقات یک پژوهشکده ی آلمانی نیز گویای این مطلب است که زمانیکه یک خانم و آقای غریبه به هم می رسند و شروع می کنند به یک گفتگوی عادی، میزان خنده های خانم در طول بحث به عنوان عاملی محسوب می شود که میزان علاقه ی او به طرف مقابل را تعیین می کند، و نشان می دهد که او تا چه حد جذب آقا شده. همچنین همین میزان خنده های خانم است که آقا بر اساس آن تصمیم می گیرد که دفعه ی آینده باز هم او را ملاقات کند یا خیر. از سوی دیگر میزان خنده های آقا هیچ ارتباطی به میزان علاقه ی او به خانم ندارد.

 

برسلر می گوید که تحقیقاتش همچنین گویای این مطلب نیز هستند که شوخی به احتمال زیاد بخاطر انتخاب جنسی صورت می پذیرد چراکه در روابط رمانتیک خنده و شوخی بسیار مطلوب جلوه می کند. شاید خانم ها به حس شوخ طبعی دوستانشان بی اهمیت باشند حال چه دختر و چه پسر، اما تمایل دارند که همسرشان از این حس برخوردار باشد.

 

دان نیلسون پروفسور زبان شناسی دانشگاه آریزنا امریکا می گوید خانمی که حس شوخ طبعی آقا را به مسخره می گیرد، این کار او برای آقا مایوس کننده و دلسر کننده به حساب می آید. بسیاری از آقایون در این حال احساس تهدید زیادی را از سوی طرف مقابل دریافت می کنند. همچنین آقایون خانم هایی که بیش از اندازه شوخی می کنند را نیز به عنوان تهدید برای خود محسوب می کنند، به این معنا که این احتمال را می دهند روزی خودشان هدف زبان تیز و تند خانم قرار بگیرند. او می گوید: "من احساس می کنم که هر مردی در دنیا عاشق شوخ طبعی و خوشمزگی است.

 

نیلسون می گوید مردهای مضحک و با مزه خیلی جذاب هستند چراکه دارای خلاقیت بسیار بالایی می باشند، آنها حتی قابلیت دیدن اشیاء موجود در درون یک جعبه بسته را نیز دارند. آنها همچنین دارای "دید مضاعف" هستند. او می گوید آنها توانایی درک نقطه نظرات متفاوت طرف مقابل را نیز دارند. او می گوید هر دوی این خصیصه های اخلاقی مورد پذیرش خانم ها هستند.

 

البته خود نیلسون هم برای شوخ طبعی حد و اندازه خاصی قائل می شود. در حقیقت اینطور هم نیست که آقایون بگویند ما به هیچ وجه دلمان نمی خواهد همسرمان شوخی کند. از این گذشته مردهایی که این حس را می ستایند، اغلب نسبت به سایر مردها مطمئن تر، بالغ تر، و آگاه تر هستند. آنها ارزش و اعتبار بالایی به همسرشان می دهند و از این بابت هیچ ترس و تهدیدی را نیز متوجه خودشان نمی بینند.

 

البته خانم هایی که به دنبال مردهایی هستند که موافق حس شوخ طبعی آنها بوده و ازآن استقبال کنند، دارای عزت نفس بالاتری هستند و برای شخصیت خود ارزش بالاتری قائل هستند.

جان گاتمن یکی از موسسین موسسه ازدواج و خانواده در سیاتل امریکا و کارشناس روابط زناشویی به این نتیجه رسیده است که زمانیکه شوخی و خنده به عنوان عامل از بین برنده ی تنش ها و تعارض ها به کار برده می شود، زندگی ها دوام بیشتری پیدا می کنند. مطالعات جامع دیگر نیز حاکی از این مطلب هستند که افرادی که با همسران خود خنده و شوخی می کنند و به طور روزانه موجبات خنده و شادی یکدیگر را فراهم می آورند، زندگی خیلی خوشحال تری را دنبال خواهند کرد.


برچسب‌ها: ماهیّت شوخ طبعی از دیدگاه آقا پسرها و دختر خانمها
نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط S.D.J نظرات ()

شش روش برای جبران صدمات عاطفی در رابطه ها....

کامران و مونا تا مرز طلاق پیش رفته بودند. از ازدواج آنها 12 سال می گذشت ولی متاسفانه به جایی رسیده بودند که به هیچ وجه نمی توانستند با هم ارتباط برقرار کنند و در صورت هر گونه گفتگویی کار آنها به جر و بحث و دعوا کشیده می شد. این مرحله دقیقاً همان جایی است که روانشناسان آنرا به عنوان جدایی عاطفی نام نهاده اند. آنها به راحتی برای روزها با هم صحبت نمی کردند و هیچ کاری هم به کار هم نداشتند.

هر یک از آنها به گوشه خلوت خود پناه می برد و از درون احساس تنهایی میکرد، اما متاسفانه شیوه های ارتباطی آنها ضعیف بود و به هیچ وجه قادر نبودند که احساسات معنوی خود را به یکدیگر انتقال دهند. می توان گفت که آنها اصطلاحاً درگیر یک "جنگ سرد" شده بودند و هر یک از طرفین منتظر بود تا طرف دیگر اولین حرکت را انجام دهد و یخ های موجود را بشکند.

 این زوج هم مانند خیلی از زوج های دیگر توانایی رفع و جبران آسیب هایی را در طی یک درگیری به هم وارد می ساختند را نداشتند.

بر اساس تحقیقاتی که در زمنیه ازدواج و خانواده صورت پذیرفته است، پژوهشگران به این نتیجه دست پیدا کرده اند که دعوا و جر و بحث در هرخانواده ای وجود دارد، اما نکته ای که میان زوج های موفق و نا موفق تفاوت ایجاد میکند ، توانایی جبران آسیب هایی است که در طی دعواهای خانوادگی به یکدیگر وارد می آورند.

هر دو طرف باید این توانایی را داشته باشند که اشتباهات خود را جبران کنند و اگر کار نادرستی انجام داده باشند، عذر خواهی کرده و اصطلاحاً از دل همسر خود در بیاورند. به هر حال انسان ها جایز الخطا هستند و این امکان وجود دارد که در روابط خود به دلایل مختلف دچار اشتباهاتی شوند. ممکن است روز بدی را سپری کرده باشند، تحت فشار و استرس بی سابقه ای قرار گرفته باشند، و یا دچار سوء تفاهم شده و قضاوت نادرستی داشته باشند.

 به جای اینکه از نظر عاطفی ارتباط خود را با طرف مقابل قطع کنید و همچنان عصبانی باقی بمانید، اگر احساس می کنید که تا حدی مقصر هستید، سعی کنید اشتباه خود را جبران نمایید.

 و اگر هم فردی هستید که مورد آسیب و لطمه قرار گرفته اید، باید سعی کنید راهی را پیدا کنید که بتوانید عذر طرف مقابل را قبول کرده و از خطای آنها گذشت کنید. باید متوجه شوید که قصد طرف مقابل صرفاً بهبود شرایط است.

1- عذر خواهی کنید                                                              

عذر خواهی صادقانه و صمیمانه معجزه می کند. به ویژه اگر جزء افرادی باشید که معمولاً به سختی قبول می کنند که اشتباه کرده اند. می توانید چیزهایی از این قبیل بگویید: متاسفم، عذر می خواهم، کاری که انجام دادم واقعاً احمقانه بود، نمی دانم چه اتفاقی برایم افتاده بود.

 

2- عواطف خود را با او در میان بگذارید

 صادق باشید و احساساتی که باعث ایجاد عصبانیت در شما شده است را با طرف مقابل در میان بگذارید. از ترس ها، ناراحتی ها و ناامنی های خود با او حرف بزنید. زمانیکه شریک زندگیتان از احساسات درونیتان اطلاع پیدا کند، خیلی راحت تر میتواند با شما ارتباط برقرار کند تا اینکه فقط شاهد عصبانیتتان باشد. در میان گذاشتن چیزهایی که در قلب و ذهنتان می گذرد، میتواند اختلاف زیادی را در بهبود رابطه ایجاد کرده و نزدیکی و صمیمت بیشتری را میان شما ایجاد کند.

 می توانید بگویید: زمانیکه عصبانی می شوم واقعاً نگران دخترمان می شوم. نمیخواهم اذیتت کنم، فقط نمی دانم چرا یکمرتبه خونسردی خودم را از دست میدهم.

3- با نگرش همسرتان آشنا شوید

 حتماً لازم نیست دیدگاههای او را تمام و کمال بپذیرید، فقط کافی است از آنها اطلاع داشته باشید تا در زمان بروز مشکل، با فشار و تعارض کمتری روبرو شوید. با این کار همسرتان متوجه می شود که به او اهمیت می دهید و به حرف هایش گوش میکنید. با این کار می توانید مشکلات را از دیدگاه آنها نیز تحلیل و بررسی کرده و با آنها اظهار همدردی و همفکری کنید.    می توانید بگویید: متوجه می شوم تو چه می گویی، منظورت را گرفتم، من تا کنون به قضیه اینطوری نگاه نکرده بودم.

 

4- مسئولیت قسمتی از اشتباهاتتان را به گردن بگیرید

 کمتر اتفاق می افتد که در یک درگیری یکی از طرفین 100% مقصر باشد. همه جر و بحث ها مانند یک رقص دو نفره است که هر کدام از طرفین با حرکات متعدد در آن شرکت میکنند. عدم توانایی در قبول مسئولیت، حقیقتاً فرو رفتن در لاک تدافعی است و هیچ مشکلی را حل نمیکند.

می توانید بگویید: من نباید یک چنین کاری را انجام می دادم، من فکر می کنم هر دو نفرمان مقصر هستیم و به جر و بحث ها دامن زدیم، متوجه می شوم که چرا یک چنین واکنشی نسبت به من نشان دادی.

 

5- به توافق برسید

 به جای اینکه بیایید و در مورد اختلافات گذشته خود با هم بحث کنید، بر روی مشکلی که به تازگی برایتان اتفاق افتاده تمرکز کنید و سعی کنید که آنرا حل نمایید. به عنوان مثال شاید شیوه های تربیتی شما دو نفر متفاوت باشد، اما بر روی این مسئله که باید فرزندان سالمی را تربیت کرده و تحویل جامعه دهید با هم به توافق می رسید.

 می توانید بگویید: ما هدف مشترکی داریم، شاید بر روی تکنیک های به کار گرفته شده با هم توافق نداشته باشیم اما هر دو به دنبال یک نتیجه هستیم.

 6- قول بدهید که رفتارتان را عوض می کنید

 متاسفم اما اگر دائماً بخواهید رفتارهای زننده خود را تکرار کنید، کار به جایی نمیبرید. باید رفتار خود را تغییر دهید که طرف مقابل بتواند قبول کند که شما در شرف تغییر کردن هستید.

چیزهایی از این قبیل بگویید: از این به بعد قول می دهم که نیم ساعت زودتر از خواب بلند شوم، اگر خواستم دیر بیایم حتماً زنگ می زنم و اطلاع می دهم، از این به بعد در میهمانی ها در خوردن نوشیدنی زیاده روی نمی کنم،ویا چیزهای دیگر که مرتکب اشتباه شده اید.


برچسب‌ها: شش روش برای جبران صدمات عاطفی در رابطه ها, صدمات عاطفی در رابطه ها
نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط S.D.J نظرات ()

دختر و پسرهایی که منفی باف و به هم بی اعتماد هستند لطفا توجه کنید...

من انسانی منفی بینی هستم. هیچوقت نیمه پر لیوان را نمی بینم، فقط نیمه خالی آن را میبینم. اگر هم لیوان کاملاً پر باشد، نگران این هستم که نکند کسی آن را خالی کند."

( پیتر مک ویلیامز )

آیا شما هم منفی گرا هستید؟ انسان منفی گرا کسی است که آگاهانه یا نا آگاهانه به سمت تفکرات منفی گرایش دارد. منفی بینی ممکن است به شکل عادت درآید، اما قطع کردن این عادت کار چندان دشواری نیست.

ولی اگر این بدبینی دست خودتان نباشد چی؟ مخالف بودن، مردد یا محتاط بودن ممکن است با شما عجین شده باشد، یا اینکه دچار عدم تعادل عصبی باشید.شاید برای شما هم پیش آمده باشد که از دوست دخترتان و یا دوست پسرتان بدبین شوید،و نسبت به آن کمی سرد شده اید، یا به نوعی دیگر به او بی اعتماد هستید،در حقیقت منفی بافی و بدبینی باعث بروز بی اعتمادی هم در شما میشود و این میتواند در زندگی آینده شما اختلاف بزرگی به وجود آورد،که هیچوقت در هیچ زمینه ای به همسرتان اعتماد نکنید یا کمتر به او اعتماد داشته باشید،البته بیشتر منظور من برای دختر خانم ها و آقا پسرهایی هست که چندین سال باهم دوستند و یا از معشوق و طرف مقابلشان شناخت نسبتا خوبی دارند.

تاثیرات مغزی »

در تحقیقاتی که در سال 2002 انجام شد، " تاثیر منفی " به عنوان زمینه ای برای اضطراب،بی منطقی، عصبانیت و انواع دیگری خصوصیات نا خوشایند تعریف شده است. تاثیر منفی با بالا رفتن فعالیت در قشر جلوی مغز ایجاد می شود. با اینکه این حالتی ثابت و ماندنی است، اما می توان آن را کنترل کرد.

زمانیکه بدبینی نتیجه مستقیم از دست دادن شغل، قطع رابطه با یکی از دوستان یا مرگ کسی که دوستش داریم باشد، به عنوان واکنشی در مقابل این ناراحتی تلقی می شود و موقتی است.

چه این خصوصیت با وجودتان عجین شده باشد و چه فقط واکنشی موقتی به یک حادثه باشد، با ایجاد تغییراتی در مغز شما همراه است. مغز از میلیون ها سلول عصبی تشکیل شده است که پیام ها را به اعضاء مختلف بدن رسانده و دریافت می کنند. ممکن است این پیام ها با ایجاد نا تعادلی شیمیایی مختل شوند.

خجالت ندارد اگر برای مداوای این عدم تعادل و بالا تر بردن کیفیت زندگیتان دنبال مشاوره و درمان پزشکی باشید. اگر احساساتی مثل نا امیدی، کمبود انرژی و نا توانی در انجام کارها دو هفته ادامه پیدا کرد، می توانند علائمی از افسردگی به حساب آیند. می توانید برای دوباره به دست آوردن کنترل مغزتان دنبال درمان باشید.

 اگر این منفی بافی های شما نتیجه عادت است نه حالت های قابل درمان پزشکی، راه هایی برای مقابله با آن وجود دارد. در این جا به چند نکته اشاره می کنیم که به مثبت اندیشی شما کمک می کند.                        

 

انگیزه تان را مشخص کنید »

 آگاه باشید چه زمانی تفکرات منفی بر شما غلبه می کنند. زمانی که خسته یا گرسنه هستید یا زمانی که فشار کاریتان زیاد است. ممکن است تفکراتتان تغییر پیدا کنند. کنترل افکار منفی به شما کمک می کند که انگیزه و سبب آن را بفهمید و این باعث می شود که بتوانید دوباره کنترل خودتان را در دست بگیرید.

 

عیب جویی از خود را کنار بگذارید »

در مسیرتان انتظار دست انداز هم داشته باشید و آن ها را بپذیرید. افکار منفی، بدگویی و عیب جویی از خود را از ذهنتان بیرون کنید. در مورد مسائل و اتفاقات گذشته فکر نکنید، فقط از آن ها تجربه بگیرید و به راهتان ادامه بدهید. تغییر دیدگاهتان در مورد دنیا به شما اجازه می دهد تا در مشکلات و گرفتاری ها دنبال شانس باشید.

 

خود را با شرایط وفق دهید »

زمان هایی را که در گذشته منفی بینی به سراغتان آمده را به یاد آورید و به خود یاد آور شوید که چگونه آن را پشت سر گذاشته اید.  حتی برای یک فرد مبتلا به منفی بینی یا کسی که دچار افسردگی است هم امید همیشه وجود دارد. سعی کنید اعتماد به نفستان را بالا ببرید و با این کار، رفتارهایتان جنبه ی مثبت بیشتری خواهند گرفت.

قبل از اینکه چیزی بگویید، فکر کنید »

خود را مجبور کنید که برای چند روز هیچ حرف منفی بر زبان نیاورید. قبل از اینکه حرفی بزنید، در مورد آن خوب فکر کنید. این عادت جدید را در خود ایجاد کنید که برای خود و دیگران ارزش بیشتری قائل شوید و قبولشان داشته باشید.

 

دنبال کمک باشید »

اگر می بینید که افکار منفیتان روی یک نقطه متمرکز شده اند، از افراد دیگری که تجربه ای مشابه داشته اند کمک بگیرید. حتی رفتن به چند جلسه مشاوره با افراد متخصص به شما کمک میکند که بهتر با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنید و دیدگاهتان را توسعه دهید.                            

 

دیدگاهتان را تغییر دهید »

به افراد نیازمند کمک کنید، چون این باعث می شود که جنبه های مثبت زندگی خودتان را بهتر ببینید. منفی بافی های ما بیشتر به این دلیل است که برای جلو رفتن، بالا رفتن درآمدمان و بیشتر کردن ثروتمان صبر نداریم. 

 

از دوستتان کمک بگیرید »

از یک دوست مطمئن بخواهید که وقتی بدبین شدید یا شروع به منفی بافی کردید به شما اطلاع دهد. برای این کار علامتی در نظر بگیرید تا دیگران از آن بویی نبرند. بعد از متوجه شدن، سریعاً در صدد جبران برآیید و آن فکر یا عمل بدبینانه را اصلاح کنید. مهم تغییر رفتارهایتان و تعویض آن ها با عادت های جدید و سالم تر است.                                             

 

از افراد بدبین دوری کنید »

افراد منفی باف و بدبین را از زندگیتان بیرون کنید، زیرا ممکن است تحت تاثیر آنها قرار گیرید. اگر تمایلی به تغییر ندارند، ارتباطتان را با آن ها محدود کنید.                                                                       

 

دنبال کارهای فوق برنامه باشید »

 دنبال یک سرگرمی برای خودتان بگردید. داشتن علائق و سرگرمی هایی بیرون از منزل و هر روز ورزش کردن، تاثیرات مثبتی روی مغزتان می گذارد. ممکن است فکر کنید که برای اینطور فعالیت های فوق برنامه وقتی ندارید، اما اگر دوباره به وضعیت خودتان و کارهایتان فکر کنید، کمی برای خودتان متاسف خواهید شد. و این انرژی تازه ای به شما می دهد.   

 

استوار باشید »

ببینید چه چیز برای زندگی شما خوب و مناسب است و توانایی ها و مهارت ها و استعدادهایتان را کشف کنید. تفکرات مثبت را همیشه جلوی مغزتان بگذارید تا تفکرات منفی دیگر اجازه غلبه کردن بر شما را پیدا نکنند.


برچسب‌ها: دختر و پسرهایی که منفی باف و به هم بی اعتماد هستند
نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط S.D.J نظرات ()

حرف هایتان را قبل از گفتن به همسر یا دوست دختر و یا دوست پسرتان بسنجید....

فقط یک شریک عشقی عاقل از خطرات احتمالی حرف های بی ربط آگاه است. حرفهایی که در عصبانیت به زبان می آید، زخم هایی ایجاد می کند که التیام آن زمان زیادی می برد. پس اول فکر کنید و بعد حرف بزنید.    

اینکه احساساتتان را به زبان بیاورید یک چیز است و اینکه بدون در نظر گرفتن عواقب دردی که ممکن است همراه کلماتی باشد که به همسرتان می زنید، ابراز احساس کنید، چیز دیگری است.

حرف هایی که به زبان می آوریم به ما این امکان را می دهند که وضعیت خطرناکی که ممکن است در رابطه مان ایجاد شود را پیشبینی کنیم. عاقلانه این است که قبل از به زبان آوردن کلمات خوب روی آنها فکر کنیم. فکر کردن روی این حرفهای میتواند تمرینی باشد برای آنچه که پیشبینی می کنیم اتفاق بیفتد. به زبان آوردن آنها قانون علت و معلول را به فعالیت می کشد.

از طرف دیگر، حرف های دلگرم کننده و از روی درک و عشق، همیشه ما را تا همان سطح بالا می برد. این نقطه احتمالاً از نقطه شروع ما خیلی بالاتر خواهد بود. تا می توانید فقط کلمات عاشقانه بر زبان بیاورید.

روابط به خودی خود نابود نمی شوند. این ما هستیم که آنها را با کلمات و حرف های بیجای خود، حرف هایی که از مغزمان می آید نه از دلمان، می کشیم.

 کلمات وقتی به زبان بیایند، واقعیت کنونی ما را می سازند. یادتان باشد: زنگ وقتی صدا خورد، نمی توانید کاری کنید که انگار به صدا درنیامده است.

این کلمات هیچوقت به خاطر نمی آیند. باید یادمان باشد قبل از اینکه حرف بزنیم فکر کنیم. باید به دقت بهای به زبان آوردن هر چه که دلمان خواست را بسنجیم. ملاحظه همسرتان را بکنید.

معمولاً افکار ما به "قلمرو امن" برمی گردند...یعنی همانطور که قبلاً هم بودیم...همان طریق آشنای قدیمی...که اصلاً هم برایمان جوابگو نبوده است.

وقتی روی فکر کردن و به زبان آوردن افکار قدیمی اصرار می کنیم، متوجه می شویم که همه توجه ما را به خود جلب می کنند. اگر می خواهید زندگی خوب و فوق العاده ای داشته باشید، باید بدانید که تمرین و تکرار ذهنی چیزی که جوابگو نیست، باز هم جوابگو نخواهد بود. اینکار فقط عمیقتر چیزی که نمی خواهید را در درونتان ثبت می کند. پس روی چیزی تمرکز کنید که می خواهید در رابطه تان باشد.

در درون، ما باور می کنیم که چیزی که فکر می کنیم، ایده جدید خودمان است. اما در واقعیت، آن افکار مربوط به گذشته ما هستند و اگر روی آنها تمرکز کنیم، تبدیل به زمان حال و حتی آینده ما خواهند شد. پس ولشان کنید. چند راه جدید و جالب برای زندگی پیدا کنید. برای اینکه اتفاقی که دوست داریم بیفتد، باید چیزهایی که دوست نداریم را کنار بگذاریم.

در انجیل، یعقوب می گوید، "چیزی که از آن می ترسیدم به سراغم آمد". این سخن اقرار قدرت تفکر منفی او بوده است که وقتی به زبان او آمده، جزء واقعیت او شده است.

قدرت کلماتی که به زبان می آوریم در اتفاقاتی که در زندگیمان می افتد کاملاً نمایان است. همه ما سعی میکنیم تقصیر را بر گردن شرایط محیط اطراف بیندازیم به جای اینکه این مسئولیت را قبول کنیم که خودمان باعث افکاری بودیم که به زبان آوردیم و وقتی این کلمات را بیان کردیم، درواقعیت، وضعیت کنونی ما ساخته شده است.

نتایج بیرونی ما چیزی بهتر از این نخواهد بود مگر اینکه تغییراتی درونی در طریقه فکر کردن خود ایجاد کنیم و مراقب حرف هایی که به زبان می آوریم باشیم.

حرف هایی که به زبان می آورید، برد و باخت شما را تعیین می کنند.


برچسب‌ها: حرف هایتان را قبل از گفتن به همسر یا دوست دختر و ی, حرف هایتان را قبل از گفتن بسنجید
نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٢ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط S.D.J نظرات ()

آخرين مطالب
» سلام به دختر و پسرهای عاشق پیشه
» هفت نکته کلیدی برای خوش آمدگویی به زندگی غیر معمولی و شکست !!!
» هفت شیوه اشتباه در دعواها یا جر و بحث های دختر و پسرهایی که باهم دوست هستن !!!
» نحوه ی تداوم بخشیدن به روابط جدّی عاشقانه بین دختر و پسرها...
» ماهیّت شوخ طبعی از دیدگاه آقا پسرها و دختر خانمها...
» شش روش برای جبران صدمات عاطفی در رابطه ها....
» دختر و پسرهایی که منفی باف و به هم بی اعتماد هستند لطفا توجه کنید...
» حرف هایتان را قبل از گفتن به همسر یا دوست دختر و یا دوست پسرتان بسنجید
» چگونه می توانیم استعدادهای خود را بشناسیم و آن‏ها را شکوفا سازیم؟
» چگونه قلب شکسته ی خود را ترمیم کنیم....
Design By : ghalebeweblog.ir